صورتمحوری گفتمانی اسطورهبنیان: چارچوبی نظری برای فهم سیاست خارجی غیرواقعگرا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2024.367059.1008133چکیده
با توجه به اهمیت سیاستهای خارجی غیرواقعگرا یعنی سیاستهایی که با پیشبینیها و تجویزهای واقعگرایی هماهنگی ندارند، در این مقاله چارچوبی نظری برای توضیح چگونگی امکانپذیری این نوع سیاست خارجی ارائه میشود. پرسش اصلی این است که چگونه رفتارهای غیرواقعگرایانه یعنی کمابیش دور از عقلانیت و ملاحظهکاری و ایدئولوژیک در سیاست خارجی امکانپذیر میشود؟ در فرضیه پژوهشی چنین استدلال میشود که چارچوب نظری صورتمحور گفتمانی اسطورهبنیان میتواند چگونگی امکانپذیری سیاست خارجی غیرواقعگرا را نشان دهد. در صورت وجود صورت تفکر اسطورهای و مقولات و عناصر فراعقلانی آن در بستر فرهنگی یک جامعه، در مواردی، این صورت از تفکر میتواند به شکلی ناخودآگاه در سیاست خارجی مستولی شود. در این شرایط، فهم کارگزاران سیاست خارجی از جهان در قالب روایاتی اسطورهبنیان بیان میشود و پایه عمل آنها در روابط خارجی قرار میگیرد. در عین حال، با رویارویی این کارگزاران با محدودیتهای ساختار بینالمللی، آنها ناگزیر دگرگونیهایی در سیاست خارجی خود ایجاد میکنند، ولی باز هم این دگرگونیها در محدودهای است که در قالب تفکر اسطورهای امکانپذیر و قابل فهم باشد. پژوهش در چارچوب این مبنای نظری میتواند با بهرهگیری از روش تحلیل محتوا یا تحلیل گفتمان وجود این صورت تفکر و وجه ناخودآگاهانه آن را احراز کند و رابطه آن را با سیاست خارجی نشان دهد.