نخبگان خاورمیانهای، سوژههای برساخته نظم بینالملل اروپامدار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد، مطالعات منطقه ای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2024.347796.1007989چکیده
پس از امواج استقلالطلبی پساجنگ جهانی دوم، نظم بینالملل موجب ایجاد شکاف روزافزون میان کشورهای توسعهیافته و توسعهنیافته شده است. نخبگان سیاسی و فکری خاورمیانه نیز مانند دیگر مناطق کمتوسعه جهان، بهعنوان «سوژههایی» که در پی ایجاد تغییر در موقعیت این کشورها در نظم جهانی و بهبود وضع آنها بودند، وارد کارزار شدند. این «سوژهها» بیش از آنکه عاملیت مستقل داشته باشند، خود محصول گفتمانهای اروپامدار بهویژه گفتمان نوسازی و توسعه و مارکسیسم بودند که نظم جهانی را تشکیل میدادند. هدف اصلی این مقاله پاسخ دادن به دو پرسش پژوهشی زیر است: 1. چگونه گفتمانهای برآمده از نظم بینالملل اروپامدار قوام یافتهاند؟ 2. چرا نخبگان ضداستعمار این منطقه با وجود مخالفت با چنین رویکردی، در نهایت زیر سیطره نگاه اروپامدار قرار گرفتند و به سوژه-موقعیت بدل شدند؟ در فرضیه پژوهش استدلال میشود که دیدگاه اروپامداری و شرقشناسی در میان نخبگان و روشنفکران خاورمیانه با وجود رویکرد ضداستعماری آنان به بازتولید رویههای اروپامدار در کشورهای منطقه منجر شده است. با استفاده از چارچوب نظری پسااستعمارگرایی بهویژه اندیشههای ادوارد سعید و گایاتری اسپیواک به تحلیل گفتمان نخبگان شرق اسلامی که از 1960 تا 1970 بهدنبال جبران پسافتادگی بودند، میپردازیم. یافتههای پژوهش نشان داد که حتی نخبگان ضداستعماری در این دو دهه، با همه تلاشهای پیگیر خود حاملان نظمی شدند که در قالب گفتمان مسلط خود را آشکار میساخت.