بررسی مقایسهای انواع راهبردهای اتحاد دولتها در نظام بینالملل
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
doi
10.22059/jpq.2024.365247.1008113چکیده
راهبردهای اتحاد بهعنوان بخشی از راهبرد کلی هر کشور، ریشه در ادبیات رئالیستی روابط بینالملل دارد. این در حالی است که این نظریهها فارغ از توجه به تفاوتهای قدرت میان دولتها آنها را واحدهایی مشابه و بازیگرانی تنها امنیتجو (رئالیسم تدافعی) و یا بیشینهساز قدرت (رئالیسم تهاجمی) در نظر میگیرند و بدین ترتیب قائل به تمایز میان انواع راهبردهای اتحاد نیستند. بنابراین، هدف اصلی این پژوهش بررسی مقایسهای انواع راهبردهای اتحاد در میان دولتهای نظام بینالملل با توجه به ردهبندی آنها به لحاظ توزیع توانمندیهای مادی در نظام جهانی است. پرسش اصلی این پژوهش نیز با تکیه بر روش تحلیل مفهومی مقایسهای و رویکرد کیفی این است که مهمترین وجوه افتراق و اشتراک راهبردهای اتحاد میان انواع دولت به لحاظ قدرت در نظام بینالملل چیست؟ در فرضیه پژوهشی ادعا میشود که میان انواع راهبردهای اتحاد ابرقدرت از یک سو، و راهبردهای اتحاد قدرتهای بزرگ، میانی و دولتهای کوچک از سوی دیگر هیچ وجه شباهتی وجود ندارد، این در حالی است که بیشترین شباهت میان راهبردهای قدرتهای بزرگ و قدرتهای میانی راضی از یک سو، و قدرتهای بزرگ و قدرتهای میانی ناراضی از سوی دیگر وجود دارد. یافتههای پژوهش نشان میدهد نهتنها دولتها در هریک از دستهبندیهای مربوط به توزیع قدرت متفاوت از یکدیگر عمل میکنند، بلکه در درون هر دستهبندی نیز شاهد راهبردهای متفاوت اتحاد از سوی دولتهایی با میزان قدرت مشابه هستیم، چراکه حافظ وضع موجود بودن و یا تجدیدنظرطلبی دولتها و همچنین میزان درک از تهدید آنها از نظام بینالملل لیبرال به رهبری امریکا بر اتخاذ راهبردهای متفاوت اتحاد و هدف آنها از این راهبردها تأثیر بسیاری دارد.