نقش واسطه‌ای هوش هیجانی در مدل مفهومی رابطه طرحواره-های ناسازگار اولیه و فرسودگی شغلی در پرستاران

نویسندگان

1 کارشناس ارشد مشاوره توانبخشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

2 استادیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خاتم، تهران، ایران

doi
10.48308/jcoc.2021.101520
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه‌ای هوش هیجانی در رابطه بین طرحواره‌های ناسازگار اولیه و فرسودگی­شغلی در پرستاران بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه‌ آماری پژوهش شامل کلیه پرستاران زن و مرد در دو بیمارستان شریعت­رضوی و شهید چمران شهر تهران در سال 1398 بود که با روش سرشماری 186 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه فرسودگی­شغلی مسلش (MBI)، پرسشنامه هوش­هیجانی برادبری-گریوز و فرم کوتاه شده‌ طرحواره‌های ناسازگار اولیه یانگ (SQ-SF) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و روش تحلیل­مسیر و نرم‌افزارهای SPSS و LISREL استفاده شد. یافته ­ها: نتایج آزمون همبستگی نشان از وجود رابطه معنی­دار بین پنج طرحواره ناسازگار اولیه با هوش­هیجانی و فرسودگی شغلی بود و همچنین رابطه هوش­هیجانی با فرسودگی شغلی تایید شد (05/0>p). آزمون مدل پژوهش نشان داد سه طرحواره بریدگی و طرد، خودمختاری و عملکرد مختل و گوش به زنگی بیش از حد هم به طور مستقیم و هم با میانجی­گری هوش هیجانی بر فرسودگی شغلی تاثیر دارند. طرحواره محدودیت­های مختل به طور مستقیم بر فرسودگی­شغلی موثر است و طرحواره دیگر جهت­مندی اثر مستقیم یا غیر مستقیم بر فرسودگی شغلی ندارد. نتیجه­ گیری: با توجه به یافته­های پژوهش می­توان نتیجه گرفت که در فرسودگی شغلی، چهار طرحواره­ ناسازگار اولیه (طرحواره بریدگی و طرد، خودمختاری و عملکرد مختل، گوش به زنگی بیش از حد و محدودیت‌های مختل) و هوش هیجانی نقش دارند بنابراین روانشناسان و مشاوران می­توانند به نقش این عوامل در پیشگیری و کاهش فرسودگی شغلی توجه ویژه­ای نمایند.