بررسی عوامل نهادی مؤثر بر شکل‌گیری دولت و عملکرد آن در افغانستان، 1393-1380

نویسندگان

1 استاد، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jpq.2023.354224.1008034
چکیده

یکی از اهداف اصلی این پژوهش، بررسی عوامل نهادی تأثیرگذار بر شکل‌گیری دولت و عملکرد آن در افغانستان در دوره زمانی 1393-1380 است. ازاین‌رو تلاش شده است تا به دو پرسش پژوهشی زیر پاسخ داده شود: 1. چه عوامل نهادی در شکل‌گیری دولت در افغانستان و عملکرد آن در این دوره زمانی مؤثر بوده‌اند؟ 2. چگونه این عوامل نهادی بر شکل‌گیری و عملکرد دولت در افغانستان پس از اجلاس بن در سال‌های 1393-1380 که افغانستان از «ثبات سیاسی نسبی» بهره‌مند شد، تأثیر داشته‌اند؟ در فرضیه پژوهشی استدلال می‌شود که عوامل نهادی سبب‌ساز موفقیت ذی‌نفعان برای تشکیل ائتلاف مسلط از میان نهاد‌های تأثیرگذار ‌‌بر توافق‌ «اجلاس بن» شدند و «دولت ائتلافی مسلط» از راه رانتیریسم و محدودسازی دسترسی افراد و نهادهای خارج از ائتلاف به رانت‌ها توانست «ثبات سیاسی نسبی» را در افغانستان در این دوره زمانی تأمین کند. برای تحلیل داده‌های گردآوری‌شده بر اساس یافته‌های گزیده‌ای از پژوهش‌های پیشین، و گزارش‌ها و آمار ارائه‌‌شده از سوی مراکز معتبر ملی و بین‌المللی مربوط به مسئله موردنظر، از روش تحلیل نهادی استفاده شد. چارچوب نظری پژوهش بر پایه نظریه نهادگرایانه داگلاس نورث برای بررسی نظام‌های دسترسی محدود قرار داده شد. دولت در این نظام‌ها حاصل شکل‌گیری ائتلافی مسلط بر پایه منطق توزیع رانت است و رفتار نهاد‌ها پیش‌بینی‌شدنی و بر نوعی تعامل سودآور استوار است. به‌عبارت دیگر، رفتار نخبگان سیاسی در دولت (ائتلاف مسلط) افغانستان با رانت هدایت و محدود می‌شد و این وضعیت به حفظ ثبات سیاسی نسبی در دوره زمانی 1393-1380 انجامید.