تحول در راهبرد ایالات متحده در موازنهگری از راه دور و رقابتهای منطقهای ایران و شورای همکاری خلیجفارس، 2021-2001
نویسندگان
1 استادیار گروه روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jpq.2023.364027.1008102چکیده
کلانراهبرد «موازنه از راه دور» یکی از راهبردهای بزرگ سیاست خارجی امریکاست که در نقطه مقابل راهبرد بزرگ «چیرگی» میتواند برای رسیدن به هدف انزوا یا برعکس حفظ هژمونی دنبال شود. اهداف اصلی کلانراهبرد «موازنه از راه دور» در سه دوره ریاستجمهوری جورج بوش، باراک اوباما و دونالد ترامپ دگرگون شد. هدف اصلی این پژوهش پاسخدهی به دو پرسش زیر است: 1. تا چه اندازه رفتار سیاست خارجی و اقدامات امریکا در خلیجفارس در دوران ریاستجمهوری بوش، اوباما و ترامپ متفاوت بودند؟ 2. با وجود تفاوتهایی بین این سه رئیسجمهور، چرا رفتار سیاست خارجی و اقدامهای امریکا در خلیجفارس بر پایه یک کلانراهبرد مشابه استوار بود؟ در این پژوهش استدلال میشود که تفاوتهایی در ویژگیهای شخصیتی، سبک سیاستگزینی و ارزیابی تهدیدهای امنیتی این سه رئیسجمهور بر دگرگونی سیاست خارجی امریکا تأثیر داشتهاند، ولی هر سه آنها از راهبرد «موازنه از راه دور» بهعنوان یکی از اشکال موازنه قوا پیروی کردهاند. برای آزمون این فرضیه، دادههای گردآوریشده با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیل رویدادهای تاریخی بررسی میشوند. روشن میشود که اگرچه از 2006 «موازنه از راه دور» کلانراهبرد امریکا در خلیجفارس بوده، اهداف آن بر پایه شرایط مختلف دگرگون شده بود. بوش در دو سال پایانی ریاستجمهوری خود تحت تأثیر ناآرامیهای عراق در پی ایجاد موازنه با هدف حفظ هژمونی بود. با هدف انزوا، اوباما این کلانراهبرد را برای کاهش هزینه دنبال کرد تا بتواند پیامدهای بحران مالی 2008 در اقتصاد امریکا را مدیریت کند. در دوره ترامپ این کلانراهبرد همراه با واقعگرایی از ایده «بازگشت عظمت امریکا» تأثیر پذیرفت.