تحول در راهبرد کلان دولت‌های جمهوری‌خواه ایالات متحده امریکا در دوره زمانی 1988-1918

نویسندگان

1 استادیار، گروه روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jpq.2023.339749.1007933
چکیده

بنیادی‌ترین جهت‌گیری در فرهنگ راهبردی ایالات متحده امریکا بین انزواگرایی و بین‌الملل‌گرایی در نوسان بوده است و در راهبرد کلان سیاست خارجی دولت‌های جمهوری‌خواه در بازه زمانی بین آغاز جنگ جهانی اول تا پایان جنگ سرد تحول بزرگی مشهود است. پاسخ به دو پرسش زیر از اهداف این پژوهش است: 1. چرا و چگونه چنین تحول چشمگیری پیش آمد؟ 2. چگونه تحولات سطح نظام، با عبور از میدان تأثیر حزب جمهوری‌خواه به تحول در سیاست خارجی دولت‌های جمهوری‌خواه منجر شده‌اند؟ در فرضیه پژوهشی بیان می‌شود که مهم‌ترین عامل تأثیرگذار بر میزان بین‌الملل‌گرایی نشان‌دهنده تحول در راهبرد کلان سیاست خارجی دولت‌های جمهوری‌خواه، برآورد هزینه-فایده برای امنیت ملی امریکا بوده است. در چارچوب نظریه واقع‌گرایی نوکلاسیک با رویکردی کیفی، و با بهره‌گیری از روش تحلیل رویدادهای تاریخی، به بررسی راهبرد کلان دولت‌های جمهوری‌خواه در پنج دوره سرنوشت‌ساز در بازه زمانی 1988-1918، و تبیین فراز و فرودهای ایجادشده در بین‌الملل‌گرایی آن در تمایز با دولت‌های دموکرات، پرداخته می‌شود. در هریک از این دوره‌ها، تحولات بین‌المللی اثرگذار بر منافع ایالات متحده و پدیدآورنده گفتمان‌ها و کشمکش‌های حزبی، و بازخورد ایجادشده در سیاست خارجی دولت‌های جمهوری‌خواه به‌دقت بررسی می‌شوند. دستاورد پژوهش بیانگر آن است که میزان بین‌الملل‌گرایی در سیاست خارجی دولت‌های جمهوری‌خواه بر اثر عامل سنجش هزینه-فایده برای امنیت ملی، همواره دچار نوسان شده است. به شکل خطی صعودی، این نوسان‌ها روند تغییر در جهت‌گیری کلان سیاست خارجی دولت‌های جمهوری‌خواه را از انزواگرایی به‌سوی بین‌الملل‌گرایی ستیزه‌جویانه نشان می‌دهند.