مدلسازی بازدارندگی نفت در منطقه خلیجفارس
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکده ریاضی، آمار و علوم کامپیوتر، دانشکدگان علوم، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکترای علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2023.335579.1007894چکیده
نفت عنصر ثابت پژوهشهای سیاسی ایران معاصر است، و نقش آن در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران به انحای مختلفی بررسی شده است. با این حال، نفت عاملی مؤثر بر امنیت ملی و ثبات منطقهای بهویژه در خلیجفارس است که کشورهای آن بخش چشمگیری از نفت مورد نیاز جهان را تأمین میکنند. تجارت و امنیت یار قدیماند و با توجه به حساسیت و آسیبپذیری عمومی جهان در قبال نفت، تجارت این کالا حتی بیش از سایر کالاها مستلزم امنیت است. با این حال، خلیجفارس و پیرامون آن مدتها دستخوش جنگهای متعددی بوده است؛ و این تناقض مستلزم توضیح است. ویژگی برجسته تجارت نفت نوسان است؛ نوسان عرضه، نوسان تقاضا، نوسان قیمت، و نوسان سهم کشورها و مناطق نفتخیز از تجارت جهانی نفت. در این پژوهش، با هدف ارائه توضیحی در مورد تناقض جنگ و تجارت، رابطه جنگ و خشونت با نوسانهای ذاتی بازار نفت بررسی میشود. پرسش پژوهشی اصلی این است که چگونه نوسان نسبت سهم تجارت نفت منطقه خلیجفارس به تجارت جهانی نفت بر رخداد خشونت و جنگ در این منطقه و پیرامون آن تأثیر میگذارد؟ در پاسخ به این پرسش، فرضیه بازدارندگی نفت ارائه شده است که با استفاده از دادههای موجود و مدلسازی ریاضی، درستی آن آزمون میشود. انتظار از مدلسازی این است که رخدادهای حاصل از افراط و تفریط در تجارت نفت منطقه را نشان داده و محدوده مناسبی از بازدارندگی تجارت نفت این منطقه را نمایش دهد. بازدارندگی نفت وجهی ساختاری دارد، و مستلزم شرایطی است که بهصورت گزاره ریاضی تعریف شده باشند. برای مدلسازی از حوزه دستگاههای دینامیکی با تکنیک معادلات دیفرانسیل استفاده شده است. مدل ارائهشده نوسانی بودن مقوله بازدارندگی را نشان میدهد که بر اساس آن میتوان «پهنای باند بازدارندگی» را محاسبه کرد. این محاسبهها با دادههای میدانی نیز سازگاری پذیرفتنیای دارد. رخ دادن جنگهای متعدد در منطقه خلیجفارس و خاورمیانه، و نبود تناقض آن با بازدارندگی نفت بر اساس نظریه انشعاب توضیح داده میشود.