تحلیل مفهوم قدرت در جامعه پیچیده پستمدرن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران
2 استاد، دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2023.324705.1007806چکیده
مفهوم قدرت ازآنرو که مفهومی بافتارمند است، در طول تاریخ، دگرگونیهای معتنابهی را گذرانده است. از سویی با تغییرات فناورانه تحول پیدا کرده و از سویی با تغییر مناسبات و فرم اجتماعی دچار دگرگونی شده است. در دوران معاصر، بازشناسی مفهوم قدرت بر پایه چارچوبهای پیچیده پستمدرنیسم میتواند زوایای مهمی از این مفهوم پردامنه را برای پژوهشگران روشن سازد. ازاینرو، در این پژوهش بر پایه نظریه پیچیدگی به واکاوی این مفهوم پرداخته شده است. پرسش اساسی این پژوهش آن است که چگونه قدرت مبتنی بر نظریه پیچیدگی در جامعه کوانتومی پستمدرن تحلیل میشود؟ فرضیه پژوهش آن است که قدرت در جامعه پیچیده و کوانتومی پستمدرن، مفهومی زمینهمند، سیال و نشرپذیر است که موجب تغییر رفتار و منطق کنشگری این مفهوم شده است. در این پژوهش، با رویکردی توصیفی- تحلیلی در چارچوب پارادایم تفسیری از روش تحلیل مقایسهای آثار نظریهپردازان و اندیشمندان این حوزه با تأکید بر نظریه کوانتوم و پیچیدگی استفاده شده است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که بر پایه نظریه پیچیدگی و ابعاد کوانتومی علوم اجتماعی در دوران پستمدرن، مفهوم قدرت با برون آمدن از ساختارهای عمودی و فرا رفتن از وضعیت شبکهای به امری سیال و پیچیده تبدیل شده، و به همین دلیل کارویژههای آن در بستر پیچیدگی شبکهای معنادار شده و تا حد زیادی به فناوریهای دادهمحور و بازی کوانتومی، وابسته شده است.