تحلیل دوام ازدواج زنان مطلقه با و بدون فرزند: رویکرد مدلهای شکنندگی بقا
نویسندگان
1 دانشیار آمار کاربردی، مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، تهران، ایران
doi
10.22034/jscc.2026.22876.1238چکیده
زمینه و هدف: ازدواج موفــق و پایــدار، باعــث افزایــش ســلامتی و نشــاط افــراد میشــود؛ حضور فرزندان در خانواده، علاوه بر اینکه دارایی و سرمایه ویژه زوجین محسوب میشود میتواند نقش مؤثری در کاهش طلاق ایفا نماید. هدف مطالعه حاضر مقایسه مهمترین عوامل مؤثر بر دوام ازدواج اول زنان مطلقه با و بدون فرزند با استفاده از مدلهای شکنندگی بقا بود. روش و دادهها: در این مطالعه از دادههای موج اول پیمایش مقطعی طلاق سازمان ثبت احوال کشور (1396-1397)، استفاده شد و دوام ازدواج اول به ترتیب 469 و 756 نفر از زنان مطلقه بدون فرزند و دارای فرزند با بهکارگیری جنگلهای تصادفی و مدلهای شکنندگی بقا و استفاده از نرمافزارهای Spss ، R و Stata تحلیل شد. یافتهها: براساس مدلهای وایبل با شکنندگی مشترک، از میان متغیرهای منتخب، وضعیت زنده بودن پدر، سن ازدواج زن و همسر و تعداد سالهای تحصیل زن بر دوام ازدواج زنان هر دو گروه و متغیرهای تعداد سالهای تحصیل مادر، تعداد سالهای تحصیل همسر، وضعیت شغلی، طلاق عاطفی، متقاضی طلاق و محل سکونت بعد از طلاق تنها بر دوام ازدواج زنان مطلقه بدون فرزند و متغیرهای تعداد سالهای تحصیل پدر، تعداد خواهر و برادر همسر، سن فرزند اول، تعداد فرزند و وضعیت حضانت فرزند تنها بر دوام ازدواج زنان مطلقه دارای فرزند معنیدار شدند. بحث و نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که دوام ازدواج اول در میان زنان با تعداد فرزندان بیشتر و نیز مسئولیت حضانت، بیشتر است که میتواند ناشی از افزایش هزینههای خروج از ازدواج، تعهد مضاعف به ثبات خانواده برای فرزندان، یا فشارهای اجتماعی-فرهنگی باشد. با این حال، با افزایش سن فرزند اول، احتمال وقوع طلاق بیشتر میشود که ممکن است نشاندهنده کاهش وابستگی والدین به نقشهای خانوادگی، ظهور مجدد تعارضات زناشویی پس از گذر از سالهای اولیه رشد فرزند، یا فرصتهای تازه برای استقلال اقتصادی و اجتماعی مادر باشد. این روندها نشان میدهند که پویایی خانواده در طول چرخه زندگی، بهطور پیچیدهای با تصمیمهای مربوط به طلاق درآمیخته است. پیام اصلی: میانگین دوام ازدواج زنان بدون فرزند 77.5 ماه و دارای فرزند 190.1 ماه است. این تفاوت قابلتوجه میتواند ناشی از افزایش «هزینههای طلاق» (هم مالی و هم عاطفی) با حضور فرزندان در ازدواجهای با ثبات کمتر و تعهد مضاعف والدین برای حفظ محیط خانوادگی پایدار برای فرزندان و همچنین نقش احتمالی فرزند بهعنوان عامل انسجامبخش در زندگی زناشویی در ازدواجهای با ثبات بیشتر باشد. بنابراین، تأثیر فرزندآوری بر طول مدت ازدواج میتواند بسته به کیفیت اولیه و استحکام رابطه، از مسیرهای متفاوتی تبیین شود.