تغییر ترجیحات ارزشی جوانان و بازاندیشی در نظام معنایی ازدواج: یک مطالعه کیفی

نویسندگان

1 استادیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس، ایران

doi
10.22034/jscc.2026.22913.1244
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مسائل و چالش‌های پیش رو در ایران پس از انقلاب، مسأله دگرگونی ارزشی، گسست فرهنگی و اختلافات نسلی و به‌ویژه فرآیند انتقال فرهنگی است. در این دگرگونی، ترجیحات ارزشی جوانان با تغییرات زیادی مواجه شده است. پژوهش حاضر در همین راستا و به واکاوی نظام معنایی جوانان از پدیده ازدواج می‌پردازد.   روش و داده‌ها: داده‌ها به کمک مصاحبه به‌دست آمد و مصاحبه‌ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. مشارکت‌کنندگان در این پژوهش 20 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه هرمزگان در سال 1403 بودند که در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند و به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل تماتیک یا شبکه مضمونی استفاده شد.   یافته‌ها: در فرایند شش مرحله‌ای تحلیل داده‌ها، یک شبکه تحلیل مضمونی استخراج شد. در این شبکه مضمونی 37 مضمون اولیه به هفت مضمون سازمان‌دهنده «ازدواج رسمی و غیررسمی: دو مسیر و سرنوشت‌های متضاد»، «ازدواج: از قرارداد اجتماعی تا پیوند وجودی»، «آزادی و تعهد: دو روی یک سکه؟»، «ازدواج و خوشبختی: اسطوره‌ای سنتی یا واقعیتی مدرن؟»، «عشق: نیروی پیشران یا توهمی گذرا؟»، «شرایط اقتصادی و پیوند ناگسستنی در تصمیم‌گیری برای ازدواج» و «اعتماد: ستون نامرئی یا سست‌بنیاد؟» و  یک مضمون فراگیر «بازاندیشی و تردید در معنای سنتی ازدواج و برداشت سیال از آن» تقلیل یافتند.   بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مشارکت‌کنندگان، ازدواج را نه به‌عنوان یک نهاد ثابت سنتی، بلکه به مثابه پدیده‌ای سیال و بازاندیشانه‌ می‌فهمند که در تقاطع عوامل عاطفی (عشق)، اقتصادی (امکانات مادی) و اجتماعی (اعتماد) معناسازی می‌شود. در جمع‌بندی می‌توان گفت که این تغییرات نشان‌دهنده یک دگرگونی عمیق در نظام معنایی ازدواج است که از یک مفهوم ثابت و قطعی به یک مفهوم منعطف و پویا تبدیل شده است.   پیام اصلی: درک مشارکت‌کنندگان از ازدواج دیگر محدود به تعاریف سنتی آن نیست؛ بلکه امروزه شاهد یک بازاندیشی عمیق در معنای ازدواج و تردید در ارزش‌های پیشین آن هستیم. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که دختران دانشگاه هرمزگان ازدواج را نه به‌عنوان یک الزام اجتماعی، بلکه به‌مثابه یک انتخاب فردی و انعطاف‌پذیر تلقی می‌کنند.