طباطبایی و مسئله ایران: بازخوانی اندیشههای سید جواد طباطبایی براساس الگوی هایدگری شاعر
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 دانش آموخته دکتری علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2023.318493.1007742چکیده
هدف این پژوهش بازخوانی و ارائه فهمی نو از اندیشه سید جواد طباطبایی درباره نظریه انحطاط و زوال اندیشه سیاسی در ایران، اندیشه سیاسی و اندیشه تاریخی وی است. پرسش اصلی پژوهش این است که وجوه فکری و روششناختی سید جواد طباطبایی چه تأثیری بر درک وی از نظریه وضعیت انحطاط و ارائه راه برونرفت از آن داشته است؟ در فرضیه پژوهش استدلال میشود که روششناسی و الگوی تحلیلی طباطبایی منجر به آن شد که وی افزونبر نشان دادن انحطاط تاریخی در آثار خود، عوامل مؤثر بر وقوع این انحطاط را نیز کشف کند. چارچوب نظری، بهرهای آزادانه از الگوی هایدگری شاعر است، و برای پاسخ به پرسشهای پژوهشی از روش تحلیل مفهومی آثار برجسته طباطبایی و بررسی تحلیلهای پژوهشگران دیگری که در این زمینه نوشتهاند، استفاده شد. یافتههای پژوهش حکایت از آن دارد که هدف طباطبایی از پرسش «کجا ایستادهایم؟»، آشکار کردن نسبت خود با مسئله ایران است. مسئله ایران بهمثابه امر رازآلود، در اندیشه طباطبایی موضوعی است که در طول تاریخ ایران تداوم یافته و در هر عصر و دورهای به شکلی ویژه بیان شده است. این ماندگاری نیازمند نیروهایی است که با اندیشه تاریخی تلاش کنند تا پرده از امر رازآلود ایران بردارند، و آن را در آثار خود تقریر و برجسته سازند. از این دیدگاه، وضعیت انحطاط ریشه در نبود این اندیشه و آگاهی تاریخی دارد، و راه برونرفت از آن نوزایی اندیشه تاریخی و تاریخنویسی است.