کثرتگرایی در روابط بینالملل: نقطه ضعف یا نقطه قوت؟
نویسندگان
1 استاد گروه روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2023.341342.1007947چکیده
رشته روابط بینالملل از ابتدای تأسیس دورههایی از همگنی نسبی یا «آرامش نظری» را شاهد بوده و در دورههایی نیز سخن از وجود مناظرههایی در رشته بوده که حاکی از اختلافنظرهای عمیق در درون رشته است. در تمامی این دورهها، تکثر نظری بهمعنای تداوم وجود رویکردهای نظری مختلف برجای بوده و هیچگاه نه اجماع کامل حاصل شده، و نه هیچیک از نظریههای مهم در کل نادیده گرفته شدهاند. در این شرایط، این پرسش مطرح میشود که چگونه تکثر نظری میتواند نقطه قوت رشته روابط بینالملل باشد؟ استدلال این مقاله با تکیه بر روش تحلیل متون مربوط به تکثر نظری، این است که با توجه به اینکه بهنظر میرسد تکثر نظری از ویژگیهای پایدار رشته روابط بینالملل است، اگر آن را بهعنوان تکثری از زوایای دید و نورافکنهایی تلقی کنیم که هریک ما را متوجه وجه یا وجوهی از حیات بینالملل میسازد، به گشودگی رشته برای نظریهپردازان برای ارائه دیدگاههای جدید، رشد و پیشرفت دانش، و اهمیت سیاستگذارانه آن بهویژه با رویکردی گفتوگومحور کمک میکند. دستاورد اصلی این مقاله آن است که این برداشت نخست میتواند تکثر را بدون نسبیگرایی و بدون بهحاشیهرانی نظریههای خاص توجیه کند، دوم راه را برای ورود نظریههای غیرغربی به رشته هموار سازد.