سیاست دموکراتیک و طرح الگوی شهروندی رادیکال: بازاندیشی در نظریه شانتال موف
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jpq.2021.319910.1007764چکیده
خلأ نظریه مناسب برای مطرودان، سیاهان، آوارگان و زنان همیشه در تاریخ اندیشه مطرح بوده است. پس از جنبشهای دانشجویی دهه ۶۰ اقدامهایی در این زمینه صورت گرفت، ولی نظریه مناسبی در حوزه امر سیاسی مطرح نشد. موف با بهرهگیری از اندیشههای پیشینیان در این راستا گام نهاد تا خلأ موجود را پوشش دهد. این مقاله بهدنبال پاسخگویی به دو پرسش است: 1. شهروندی رادیکال در رویکرد ضد ذاتگرایانه شانتال موف چه ادراک نوینی در حوزه امر سیاسی ایجاد میکند؟ و 2. چگونه میتوان گامی بهسوی آن در اجتماع سیاسی برداشت؟ با رویکردی کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای مفهومی، نخست به دموکراسی مصالحهای و شهروندی در سنت لیبرالی و سپس الگوی شهروندی موف در سنت رادیکال پرداخته شد. موف با بازاندیشی امر سیاسی، هژمونی و آنتاگونیسم، تلاش کرده است تا امکان ارائه بدیلهای جدید سیاسی را فراهم آورد و آنتاگونیسم را به شیوهای مبتنی بر تساهل دموکراتیک به آگونیسم مبدل سازد. وی در چارچوب منطق همارزی، مهاجران و سیاهپوستان را جزء شهروندان بهشمار میآورد که میتوانند از راه فرایند دموکراتیک شهروند نامیده شوند. وی در چارچوب رفع تبعیض باور دارد که شهروندان به دور از جنسیت، مذهب، رنگ پوست و مسائل فراجنسیتی میتوانند از حقوق شهروندی در قالب رادیکال دموکراسی برخوردار شوند، ولی گروههای قومی-مذهبی و بنیادگرایان سرکوب میشوند. موف بر این نظر بود که برای رادیکالیزه کردن (تقویت) دموکراسی، به یک جبهه چپ پوپولیستی نیازمندیم و در میان آنها، اجماعی درباره ازسرگیری اندیشه شهروندی وجود دارد. وی متأثر از پسامدرنیسم، وجود هرگونه آرمانگرایی در حوزه شهروندی را در انسان غربی لحاظ کرده است.