بررسی عوامل زمینهساز معنا در نگرش ابوالحسین نوری و ویکتور فرانکل
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری عرفان و تصوف دانشگاه سمنان
2 دانشیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه سمنان
doi
10.22059/jrm.2019.280899.629923چکیده
نوشتار حاضر با توجه به بحران معنوی و خلأ وجودی انسان معاصر عوامل زمینهساز معنا در آرای ابوالحسین نوری و ویکتور فرانکل را بررسی میکند. این پژوهش با روش توصیفی ـ مقایسهای نگاشته شده است و نتایج حاصل از آن نشان میدهد فرانکل با طرح نظریۀ ارادۀ معطوف به معنا، بر نقش محوری معنا در سلامت روان تأکید میکند و از روانشناسی تقلیلگرا فاصله میگیرد. او انسان را موجودی روحانی و نیازمند معنا معرفی میکند؛ معنایی که تجلی سطحی فرامعنا یا خداوند است. این امر روانشناسی او را به نگرش عرفانی نزدیک میکند و موجب مقارنهای مفهومی، در آرای او و ابوالحسین نوری میشود؛ تأکید بر آزادی، مسئولیت و گوشدادن به ندای وجدان که ارتباط با فرامعناست و نیز اشاره به جایگاه ویژۀ پذیرش رنج، انجام تجارب خاص در کشف معنا، از جمله این مقارنههاست. هرچند میزان تأکید آنها بر فرامعنا متفاوت است. متعلق عشق ابوالحسین نوری خداوند است و عشق به او موجب آزادی، ایثار و پدیدآورندۀ ارزشهای نگرشی است. اقتران آرای ابوالحسین نوری که در کتب تاریخی، در زمرۀ عقلای مجانین قرارگرفته است با شخصیت سالم در نگرش پدر رواندرمانی، قابل تأمل است.