کشمکش‌های ایدئولوژیک و نهادینگی لائیسیته در فرانسه مدرن

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران

2 استاد گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jpq.2022.281087.1007426
چکیده

کلیسای کاتولیک پیش از انقلاب 1789 فرانسه رابطه نزدیکی با دولت مطلقه داشت؛ و این اتحاد دیرینه، چند سده در جریان بود. کلیسا و کشیشان از امتیازهای زیادی برخوردار بودند، و از طبقات ممتاز جامعه به‌شمار می‌رفتند. با این حال، در فرایند لائیسیزاسیون پس از انقلاب، از کلیسا رسمیت‌زدایی شد. پلورالیسم مذهبی پذیرفته شد، و مفاهیمی همچون آزادی مذهبی، تساهل و آزادی وجدان در اسناد قانونی این دوره بازتاب یافت. پرسش اصلی مقاله این است که چه عواملی در شکل‌گیری و نهادینگی لائیسیته در فرانسه مهم‌ترین نقش را داشته‌اند؟ در فرضیه پژوهشی استدلال می‌شود که کشمکش‌های سیاسی و ایدئولوژیک بین جمهوری‌خواهی لیبرال و محافظه‌کاری متمایل به کاتولیسیسم، بیشترین تاثیر را بر نهادینگی لائیسیته در این کشور داشت. با استفاده از روش تحلیل محتوی مفهومی کیفی اسناد دولتی مانند قوانین اساسی در سال‌های مختلف و بررسی رویدادهای تاریخی مهم در دوران پساانقلاب، یافته‌های پژوهش نشان داد که تحولات انقلاب فرانسه پیشینه حقوقی، ایدئولوژیک و تاریخی برای فرایند لائیسیزاسیون ایجاد کرد، اما با تغییر رژیم‌های سیاسی و سیاست‌های دینی کاتولیک‌محور در سده نوزدهم، این روند با چالش‌هایی مواجه شد. کشمکش‌های سیاسی و ایدئولوژیک طولانی بین جمهوری‌خواهان لائیک با کلیسای کاتولیک و محافظه‌کاران متمایل به کاتولیسیسم، در این فرایند نقش بزرگی داشت. این کشمکش‌ها در جمهوری سوم، با توجه به تسلط جمهوری‌خواهان بر فضای سیاسی، به‌وسیله مجموعه‌ای از اصلاحات و قانون 1905، به نهادینگی لائیسیته انجامید.