عوامل اجتماعی و فرهنگی تعیینکننده نگرش به زندگی مجردی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه خوارزمی)
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دانشآموخته کارشناسیارشد پژوهش علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22034/jscc.2025.22490.1191چکیده
زمینه و هدف: در جامعه ایران، طی سالیان اخیر رفتارها و نگرشهای جوانان در زمینههای ازدواج و همسرگزینی تغییرات چشمگیری را تجربه کرده است. پژوهش حاضر، نگرش دانشجویان دانشگاه خوارزمی نسبت به زندگی مجردی و عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر آن را مورد مطالعه قرار میدهد.روش و دادهها: روش پژوهش کمی است. دادههای پژوهش با استفاده از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری تحقیق، دانشجویان دانشگاه خوارزمی بودهاند که 400 نفر بهعنوان نمونه انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند.یافتهها: برمبنای یافتهها، متغیرهای «پایبندی به آموزههای دینی»، «پایبندی به ارزشهای خانواده»، «اعتماد اجتماعی»، «فردگرایی» و «مسئولیتپذیری اجتماعی» بهعنوان متغیرهای اثرگذار بر نگرش به زندگی مجردی شناسایی شدند. یافتهها نشان داد که 26 درصد از تغییرات نگرش به زندگی مجردی تحت تأثیر عوامل اجتماعی- فرهنگی قرار دارد. فردگرایی بهعنوان مهمترین عامل با ضریب بتای 230/0 شناسایی شد، درحالیکه پایبندی به ارزشهای خانوادگی و مسئولیت اجتماعی نیز تأثیر معنیداری با جهات مختلف داشتند.بحث و نتیجهگیری: ارزشهای خانوادگی و پایبندی به آموزههای دینی، نقش مهمی در شکلگیری نگرشهای مثبت به ازدواج دارند. از سوی دیگر، افزایش فردگرایی، به تغییر در انتخابهای زندگی مجردی منجر شده است. یافتهها حاکی از آن است که اگرچه سنتهای دینی و خانوادگی همچنان بر تمایل به ازدواج تأثیرگذارند، اما گسترش فردگرایی، که خود متأثر از فضای مجازی است، بهعنوان یکی از عوامل مهم تغییرات ارزشی جامعه ایران، نگرشهای دانشجویان را به سمت پذیرش سبک زندگی مجردی سوق میدهد.پیام اصلی: نگرش جوانان به زندگی مجردی نشاندهنده تغییرات عمیق در ارزشها و باورهای اجتماعی است که تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد. این نگرشها نه تنها بر تصمیمگیریهای فردی تأثیر میگذارند بلکه میتوانند بر ساختارهای اجتماعی و الگوهای خانوادگی نیز اثرگذار باشند. شناخت این نگرشها برای برنامهریزیهای اجتماعی و فرهنگی ضروری است تا بتوان به نیازها و دغدغههای جوانان پاسخ داد.