تهدیدهای نامتقارن و تغییر در راهبردهای امنیتی ژاپن، 2021-2001
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
2 دانشآموخته دکترای روابط بینالملل، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران
doi
10.22059/jpq.2022.283591.1007449چکیده
اگرچه بخش بزرگی از تهدیدهای امنیتی ژاپن سنتی و از همسایگان نزدیک (چین و کره شمالی) سرچشمه میگیرد، تغییرات ساختاری در نظام بینالملل در دوران پسا جنگ سرد با ایجاد تغییر در ماهیت تهدیدها و بازیگران تهدیدساز سبب شکلگیری تهدیدهای جدیدی برای امنیت ملی ژاپن شد که با ساختار امنیتی تحمیلی پس از جنگ جهانی دوم به ژاپن (ممنوعیت استفاده از نیروی نظامی در تأمین امنیت و وابستگی امنیتی به ایالاتمتحده) بهطور کامل ناسازگار بود. دو پرسش اصلی در این نوشتار عبارتاند از: 1. چگونه تهدیدهای امنیتی نوین سبب احساس ضرورت تغییر در ساختار و راهبردهای دفاعی-امنیتی ژاپن شده است؟ 2. دولت ژاپن چه اقدامهایی برای رویارویی با تهدیدهای امنیتی نوظهور مانند تروریسم، حمله سایبری، دزدی دریایی، و مسائل محیطزیستی انجام داده است؟ در فرضیه پژوهش استدلال میشود که تهدیدهای امنیتی نوین با گستره وسیع کنشگری و اهمیت نقش بازیگران غیردولتی قدرتمند از یک سو، و ضرورت پاسخ نظامی به این تهدیدها از سوی دیگر، به تحولات امنیتی ساختاری در ژاپن منجر شده است. هدف و رویکرد این پژوهش تحلیلی-تبیینی بوده، و چارچوب نظری آن مکتب کپنهاک است. برای یافتن پاسخ به پرسشها، از روش تحلیل مفهومی و کیفی اسناد دولتی مربوط به راهبردهای امنیت ملی ژاپن، و اظهارات سیاستگذاران و یافتههای پژوهشی کارشناسان استفاده میشود. پاسخ ژاپن به تهدیدهای نامتقارن حول دو محور اصلاحات قانونی و گسترش توانایی نظامی، تعمیق همکاریهای بینالمللی و مشارکت در عملیات نظامی بینالمللی برای مقابله با تهدیدهای نامتقارن بوده است.