بررسی چگونگی تعامل ورزش– سیاست خارجی بر پایه «نظریه میدان» پییر بوردیو
نویسندگان
1 استادیار گروه روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
2 دانشآموخته دکتری روابط بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2022.287773.1007484چکیده
ورزش مدرن، نقش و جایگاه مهمی در جهان معاصر دارد. با وجود گزاره مفروض «جدایی ورزش از سیاست»، باید اذعان کرد که رابطه دوسویه استواری میان ورزش و سیاست در حوزه داخلی و عرصه خارجی برقرار است. پژوهشهای زیادی درباره تأثیر متقابل ورزش و سیاست انجام شده و نظریهپردازان اجتماعی در قالب نظریههای «جامعهشناسی ورزشی» به این مقوله پرداختهاند. با این حال، در نظریههای روابط بینالملل در مورد رابطه «ورزش- سیاست خارجی» به لحاظ نظری کار پژوهشی چندانی انجام نشده است. از آنجایی که برای درک بهتر چرایی اهمیت ورزش در سیاست خارجی کشورها، وجود بستر نظری و چارچوب مفهومی لازم است، با طراحی یک مدل مفهومی با الهام از «نظریه میدان» بوردیو، میتوان به توصیف و تبیین تعامل میان ورزش و سیاست خارجی مبادرت ورزید. پرسشهای اصلی پژوهش عبارتاند از: 1. ماهیت رابطه بین ورزش و سیاست خارجی چیست؟ 2. میزان تاثیرگذاری ورزش بر روابط دیپلماتیک، و پیشبرد صلح در نظام بینالملل چیست؟ در فرضیه پژوهشی استدلال میشود که ورزش بینالملل بهعنوان ابزاری موثر در سیاست خارجی با ایجاد فرصت برای دیپلماسی عمومی و افزایش قدرت نرم کشورها، به انعطافپذیری و پیشبرد صلح در روابط دیپلماتیک کمک میکند. با رویکردی کیفی و استفاده از روش تحلیل مقایسهای دیدگاههای علمی و شواهد موجود در منابع مکتوب، و تاکید بر دو عنصر نظریه پییر بوردیو یعنی «میدان و سرمایه» و تعمیم آن به عرصه جامعه بینالملل و کاربست مؤلفههای «قدرت نرم» و «دیپلماسی ورزشی»، رابطه ورزش با سیاست خارجی و چگونگی بهرهگیری کشورها از میدان بینالمللی ورزش در راستای اهداف سیاست خارجی تبیین میشود.