بازنمایی مدل‌های آماری؛ دو رویکرد نگاشتی و استنباطی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه علم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

2 استاد آمار ریاضی، دانشکده فنی، دانشگاه تهران

doi
چکیده

بسیاری از پژوهشهای علمی به معرفی و کاربست مدل­ها به ویژه مدل­های آماری اختصاص یافته است. بنابر رویکرد دلالت­شناسانه، مدل­ها چیزی را در مورد واقعیت «بازنمایی» می­کنند. در اصطلاح، «مدل» یا «منبع بازنمایی» بازنمایی­کننده امری است که «هدف بازنمایی» نامیده می­شود. بنابر رویکرد «استنباطی»، در رابطه بازنمایی علاوه بر «مدل» و «هدف» طرف سومی نیز مقوم رابطه است که وابسته به «عامل شناسا» می­باشد. در این مقاله با بررسی «پارادایم­های استنباط آماری» دو مؤلفه «تعبیر» و «قصد» شناسایی می­شود که توسط «آماردان» در مدل­سازی لحاظ می­گردد. نشان داده می­شود که مدل آماری و سیستم هدف آن، به «تعبیر»ی که «کاربر» روش­های استنباط آماری از «متغیر تصادفی» دارد و «قصد» او از انجام استنباط آماری حساس است. ولی آیا می­توان «تعبیر» یا «قصد» را عنصر مقوم رابطه بازنمایی در مدل­های آماری دانست و مدل­های آماری را شاهدی به نفع رویکرد «استنباطی» در نظر گرفت، یا آنکه این تمایزهای پارادایمی در مدل گنجانده شده و مؤلفه جداگانه­ای نیستند و رابطه بازنمایی فقط میان منبع و هدف برقرار است. در این مقاله، دو فرض بر اساس شقوق ممکن بررسی می­گردد.