تفکیک و بازسازی چشمههای گرانی باقیمانده و منطقهای در حوزه تبدیل موجک
نویسندگان
1
2 شرکت Ú©ÛØ§Ù Ú©Ø§ÙØ§Ù ز٠ÛÙ
3
doi
چکیده
تبدیل موجک روشی است برای برآورد پارامترهای هندسی مقاطع دوبُعدی چشمههای گرانی که در آن، تبدیل موجک پیوسته موقعیت تکینگیهای میدان پتانسیل را با یک الگوی هندسی مخروطیشکل که راس آن به سمت محل گوشههای مقطع چشمه متمایل است، نشان میدهد. در یک چارچوب فضا-مقیاس، تبدیل موجک پیوستهدر دامنه مقیاسهای خاصی که به طول موج بیهنجاری چشمه هدف بستگی دارد، خطوطی که برازش نقاط بیشینه ضرایب موجک هستند، همدیگر را در محل چشمه نقطهای یا امتداد لبههای چشمه بیهنجاری قطع میکنند (روش تحلیل چندمقیاسی لبه). اما درصورتیکه بیهنجاریهای مشاهده شده برهمنهی اثرات چشمههای گوناگون باشند، روش ذکر شده، اعماق واقعی لبههای چشمههای عمیق را آشکارسازی نخواهد کرد. ازاینرو با استفاده از خاصیت جداسازی تبدیل موجک گسسته، سیگنال بیهنجاری کل در چندین تراز که براساس نوارهای بسامدی از بالا به پایین تقسیمبندی میشود، تفکیکپذیر است. این روش روی دادههای مصنوعی حاصل از یک مدل ترکیبی که در آن چشمه کمعمق ساختاری با سطح مقطع مثلثی بر بالای نقطه تقاطع دو ذوذنقه با امتداد نامحدود که سطح مقطع ساختار چشمه عمیق قرار گرفته اِعمال شده است. بنابراین، اثرات سطحی بیشتر در ترازهای پایین و اثرات عمیق در ترازهای بالا است. پس بهمنظور تضعیف اثرات سطحی، بخش زیادی از ضرایب بازسازی موجک سیگنال، در ترازهای پایین میرا شده است و درنهایت، کل ضرایب موجک بازسازی شده و سیگنال بیهنجاری پالایش شده، که بیشتر ناشی از اثرات عمیقاند بهدست آمده است. آنگاه با روش تبدیل موجک پیوسته سیگنال حاصل تحلیل شده و گوشههای مقطع چشمه عمیق برآورد شده است. پس، با استفاده از ترکیب خاصیت تبدیل موجک گسسته به مثابه یک ابزار توانمند در جداسازی، و تبدیل موجک پیوسته، اثرات چشمههای عمیق از سطحی بازسازی شده است. همچنین این روش روی دادههای همراه با نوفه 4% اِعمال شده است. دادههای واقعی مورد استفاده، مربوط به منطقه ساردینیای ایتالیا است. از لحاظ زمینشناسی این منطقه شامل بستر پالوزوئیک عمدتا با سنگهای دگرگون گرانیتی است که زون شرقی آن با ریفت اولیگو- میوسن یا ریفت ساردینیا با روند شمالی-جنوبی قطع شده است و شامل گرابن کامپیدانو است. گرابن بین خلیج اوریستانو و خلیج کاگلیاری قرار گرفته و در بخش جنوبی خشکی ساردینیا گسترش پیدا کرده است. بخش بالایی فرو رفتگی آن با توالی پلیوسن-کواترنری که عمدتا از رسوبات قارهای و گدازههای بازالتی تشکیل یافته پُر شده است. در این تحقیق، با اِعمال این روش روی یک نیمرُخ از دادهها شامل 334 ایستگاه و فاصله برداشت 6/0 کیلومتر که در آن بهمنظور حذف اثر لبههای انتهایی نیمرُخ تا 512 ایستگاه گسترش داده شده است، مرزهای گرابن و موقعیت طولیآن برآورد شده که در توافق خوبی با تفسیرهای زمینشناسی و ژئوفیزیکی دیگر است.