تاثیر مردم‌شناسی بر هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی فایرابند

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه علم پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 دانشیار گروه فلسفه علم پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
چکیده

فایرابند در آثار خود، ارجاعاتی به آثار مردم­شناسان شهیر داشته است. بررسی این ارجاعات نشان از تاثیر تعیین­کننده یافته­های مردم­شناختی بر فلسفه فایرابند دارد. این تاثیر به حدی است که فایرابند، روش مردم­شناسی را به عنوان روش ایجابی مناسب برای مطالعه علم پیشنهاد می­کند. توصیه این روش به معنای پذیرش ضمنی مقومات آن مانند تکثر، نسبیت، تفاوت در ذهنیت­ها، قیاس­ناپذیری فرهنگ­ها و سنت­ها و ...است. در این مقاله ضمن بررسی ارجاعات فایرابند به مطالعات مردم­شناختی، نشان خواهیم داد که فایرابند در چه موضوعاتی متاثر از یافته­های مردم­شناسی بوده است و چگونه این یافته­ها را در فلسفه علم بازسازی نموده است. تلاش خواهیم کرد تا تاثیر مردم­شناسی بر هستی­شناسی، معرفت­شناسی و روش­شناسی فایرابند را با تکیه بر مفاهیم واقعیت، ذهنیت، زبان، مشاهده مشارکتی و ...نشان دهیم.