رابطه مسیر شغلی بیمرز و استخدام پذیری: نقش صلاحیتهای مسیر شغلی
نویسندگان
1 گروه مشاوره. دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی. دانشگاه اصفهان. اصفهان. ایران
2 گروه مشاوره، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.52547/jcoc.12.1.121چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مسیر شغلی بیمرز و استخدام پذیری با میانجیگری صلاحیتهای مسیر شغلی بود روش پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، کلیه کارکنان شرکتهای تولیدی- صنعتی شهر اصفهان بود. نمونهای به حجم 192 نفر به روش نمونهگیری در دسترس از بین سه شرکت انتخاب شد. به منظور گردآوری دادهها از مقیاسهای نگرشهای مسیر شغلی بیمرز (بریسکو و هال،2006)، میزان گرایش استخدام پذیری (فوگیت وکاینیکی،2008)، اطلاعات خود (کالانان و گرینهاوس،1992)، مهارتهای مرتبط باشغل- مسیرشغلی (ابی و همکاران،2003)و وسعت شبکههای داخلی وخارجی (ابی، باتس و لاک وود، 2003) استفاده شد. نتایج نشان داد که صلاحیت دانستن چرایی در رابطه بین طرز تفکر بیمرز و استخدام پذیری، یک میانجی نسبی بود اما در رابطه بین گرایش به تحرک سازمانی و استخدام پذیری، نقش میانجی نداشت. همچنین صلاحیت دانستن چه کسی در رابطه مسیر شغلی بیمرز و استخدام پذیری یک میانجی نسبی به حساب آمد. صلاحیت دانستن چگونگی نیز در رابطه بین طرز تفکر بیمرز و استخدام پذیری، یک میانجی نسبی و در رابطه بین گرایش به تحرک سازمانی و استخدام پذیری یک میانجی کامل بود. در مجموع میتوان گفت که طرز تفکر بیمرز از طریق صلاحیتهای مسیر شغلی میتواند به استخدام پذیری منجر شود.