اتحادیه اروپا و معمای ایجاد موازنه در روابط با چین و امریکا
نویسندگان
1 استاد گروه مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
2 دانشآموخته دکتری مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2021.308043.1007642چکیده
تحولات اخیر در ساختار نظام بینالملل، موضع سه کنشگر عمده جهانی یعنی اتحادیه اروپا، ایالات متحده و چین نسبت به نظم موجود جهانی و سازوکار مدیریت آن را تحت تأثیر قرار داده و به ائتلافهای منافع-بنیان جدید شکل داده است. در چارچوب نظریه موازنه منافع رندال شوولر، پرسش اصلی مقاله این است که اتحادیه اروپا بهعنوان یکی از بازیگران طرفدار حفظ وضع موجود، چه انتخابهایی را در ارتباط با ایالات متحده تجدیدنظرطلب و چین فرصتطلب در اختیار دارد؟ در فرضیه اصلی استدلال میشود که منفعت مشترک اتحادیه اروپا و ایالات متحده در حفظ بنیانهای غربمحور نظم جهانی و منفعت مشترک اتحادیه اروپا و چین در حفظ چندجانبهگرایی بهعنوان سازوکار مدیریت نظم (بهطور مشخص چندجانبهگرایی تجاری)، سیاست اتحادیه اروپا را در جهت ایجاد موازنه در روابط خود میان این دو کنشگر، و همزمان شکل دادن به ائتلاف منافع-بنیان خاص خود با قدرتهای میانه سوق داده است. دادههای کیفی موجود در مطالعات و گزارشهای دولتی و غیردولتی گردآوری شده، و با روش تحلیل سناریوهای محتمل و در چارچوب بازی کالاهای عمومی، طیف وسیعی از موضوعهای مطرح در روابط بین این کنشگران در حال و آینده احتمالی بررسی خواهد شد. سناریوها کمک میکنند تا درک بهتری از دیدگاهها و جهانبینی ذینفعان مختلف بهدست آوریم. بازیهای کالاهای عمومی برای شناخت نقش عقلانیت در تصمیمگیری کنشگران و مشوقهای تاثیرگذار در رفتار آنها مفید بوده، و مشخص میکنند که چه منافعی به انتخاب راهبرد همکاری موازنهکننده اتحادیه اروپا در روابط با این قدرتهای بزرگ منجر شده است.