همگرایی و واگرایی بازیگران در حمله ترکیه به شمال سوریه
نویسندگان
1 استادیار، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، ایران
doi
10.22059/jpq.2022.308990.1007652چکیده
بحران سوریه بزرگترین مسئله یک دهه اخیر در عرصه بینالمللی بوده است که بازیگران متعددی را در سطوح بینالمللی، منطقهای و محلی درگیر خود ساخته است. در آستانه شکست داعش، ترکیه در قالب سه عملیات «سپر فرات»، «شاخه زیتون» و «چشمه صلح» به شمال سوریه حمله کرد. این حملهها دوباره موجب آرایش بازیگران با اهداف گوناگون در بحران سوریه شد، بر پیچیدگی این بحران افزود. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که همگراییها و واگراییها بین بازیگران ذینفع در جریان حمله و حضور ترکیه در شمال سوریه چیست؟ برای پاسخ به پرسش پژوهش، از روش تحلیل ساختاری و برای تجریه و تحلیل دادهها از نرمافزار مکتور استفاده شد. بر اساس یافتههای این پژوهش، چهار قطببندی بین بازیگران پس از حمله ترکیه به شمال سوریه شکل گرفته است. افزونبر این، واگراییهای بازیگران از یکدیگر نیز نمایش داده شد. حزب حاکم ترکیه با حمله به شمال سوریه از یک سو بهدنبال کاستن از تهدید جداییطلبی (پ.ک.ک.)؛ و از سوی دیگر، در پی ایجاد فرصت نفوذ ساختاری در سوریه از راه اسکان آوارگان جنگ سوریه و بهقدرت رسیدن جریانهای اسلامگرا به رهبری اخوانالمسلمین در سوریه است. جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و پ.ک.ک.بیشترین فاصله در اهداف را با یکدیگر دارند؛ و در شرایط کنونی، امکان قرار گرفتن این سه بازیگر در یک ائتلاف در خصوص حمله ترکیه به شمال سوریه وجود ندارد. در این میان، ترکیه بهدلیل داشتن اهداف بهشدت متعارض با دیگر بازیگران، قدرت مشارکت در هیچ ائتلاف پایداری را نخواهد داشت.