دلالتهای مدنی اندیشه عرفانی عینالقضات همدانی
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد، دانشگاه بوعلی سینا، همدان
2 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان
doi
10.22059/jpq.2022.318038.1007735چکیده
ابوالمعالی عبداللهبن ابیبکر محمد میانجی، مشهور به عینالقضات همدانی، از عارفان و اندیشمندان نامدار در سنت عرفانی ایران و اسلام در دوران میانه است. غالب پژوهشهای انجامگرفته درباره این اندیشمند بزرگ، پیرامون مسائل تاریخی مربوط به زندگی و آثار و شخصیت وی یا برخی آرای عرفانی و کلامی او بوده، و وجوه سیاسی اندیشه وی کمتر مورد اعتنا قرار گرفته است. ازاینرو، در این جستار کوشش شده است تا در چارچوب رهیافت دلالتی ـ پارادایمی و با بهرهگیری از روش تحلیلی و عقلانی و نیز استعانت از روش ی اشتراوس، ظرفیتها و امکانهای مدنی اندیشه این اندیشمند سنجش و واکاوی شود. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه میتوان با تکیه بر مفاهیم بنیادین اندیشه سیاسی عینالقضات به زندگی مدنی سامان بخشید؟ در فرضیه خود، نگارندگان استدلال میکنند که اگر فضیلتهای مدنی بهمثابه شاخص و مؤلفه مهم اندیشه سیاسی بهشمار رود، آنگاه واکاوی آثار عینالقضات همدانی نشان میدهد که اندیشه وی مشتمل بر هنجارها و فضیلتهایی مانند عدالت، مدارا و عشق و دوستی و نیز نگرش انتقادی و ساختارشکنانه در قبال نظام سیاسی زمانه هستند که از توانایی لازم برای غلبه بر بحرانها و حل چالشهای اجتماعی و سامانبخشی به زندگی جمعی برخوردارند. در عین حال، یافتههای این پژوهش میتواند نمونه نقضی باشد بر روایتهایی که عرفان و اندیشه عرفانی را در تعارض بنیادین با سیاست و زندگی مدنی ارزیابی کردهاند.