شناسایی و اولویت‌بندی عوامل کلیدی زنجیره‌تأمین ناب نوآوری‌محور با رویکرد ترکیبی دلفی فازی، دیمتل فازی (مطالعه موردی: شرکت پگاه فارس)

نویسندگان

1 استادیار گروه مهندسی صنایع، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 استادیار گروه مهندسی صنایع، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

3 کارشناسی‌ارشد مهندسی صنایع، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22084/ier.2025.31237.2210
چکیده

پژوهش حاضر باهدف شناسایی، تحلیل ساختاری و اولویت‌بندی پیشران‌های زنجیره‌تأمین نابِ نوآوری‌محور درصنعت لبنیات ایران انجام شده است. این تحقیق باماهیت کاربردی، به‌دنبال ارائه یک چارچوب استراتژیک برای مدیران جهت بهبود همزمان کارایی عملیاتی و قابلیت نوآوری درمواجهه‌با چالش‌های پیچیده این صنعت است. روش‌شناسی پژوهش، ترکیبی سه‌مرحله‌ای شامل دلفی فازی برای غربالگری و اعتبارسنجی معیارها، دیمتل فازی برای تحلیل روابط علّی و معلولی، و فرآیند تحلیل شبکه فازی برای تعیین وزن نهایی و اولویت‌بندی است. داده‌ها ازطریق یک پانل خبرگان متشکل‌از مدیران ارشد صنعت و اساتید دانشگاهی جمع‌آوری گردید. نتایج نشان داد که عوامل مدیریتی (با وزن ۰.۲۴۲) به‌عنوان تأثیرگذارترین معیار علّی، زیربنای اصلی موفقیت دراین سیستم است. تحلیل وزن‌های نهایی، این تسلط را درسطح عملیاتی نیز به‌اثبات رساند؛ به‌طوری‌که تعهد و پشتیبانی مدیریت و مدیریت منابع غیرملموس به‌صورت معنادار، بالاترین اولویت‌های مطلق را به‌خود اختصاص دادند. این یافته برنقش محوری رهبری و سرمایه‌گذاری بر دارایی‌های فکری به‌عنوان فعال‌ترین پیشران‌های تحول تأکید دارد. تحلیل‌های ساختاری نیز مؤید آن بود که عوامل مدیریتی، مدیریت ارتباطات و مدیریت فناوری موتورهای محرک کل سیستم هستند. این پژوهش یک نقشه راه عملی برای مدیران ترسیم می‌کند که براساس آن، تمرکز استراتژیک بر تقویت بنیان‌های مدیریتی، پیش‌شرط لازم برای ایجاد زیرساخت‌های فناورانه و ارتباطی و درنهایت، ارتقاء قابلیت‌های دانش‌محور و پاسخ‌گویی نوآورانه به بازار است.