گسل فضایی-اجتماعی: واکاوی درک و معنای مهاجران افغانستانی از جدایی‌گزینی فضایی در شهر تهران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جمعیت‌شناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار گروه جمعیت‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 استاد گروه جمعیت‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 استادیار گروه تاریخ و جغرافیا، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه شهر دوبلین، دوبلین، ایرلند

doi
10.22034/jscc.2024.21881.1141
چکیده

زمینه و هدف: جدایی‌گزینی فضایی مهاجران خارجی یکی از ویژگی‌های برجسته کلان‌شهر تهران است که می‌تواند توسعه پایدار شهری و فرآیندهای تغییر اجتماعی را تحت‌تأثیر قرار دهد. در این راستا، هدف از مقاله پیش‌رو شناسایی درک و معنای مهاجران افغانستانی از بسترها و پیامدهای جدایی‌گزینی فضایی است. روش و داده‌ها: گردآوری داده‌ها با استفاده از روش نظریه زمینه‌ای انجام شد. به‌منظور گردآوری داده‌ها، مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با 20 نفر از مهاجران افغانستانی ساکن در شهر تهران که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند، انجام شد. یافته‌ها: نتایج در 109 مفهوم اولیه، 15 درون‌مایه (مقوله) فرعی، و چهار درون‌مایه (مقوله) اصلی شامل جداشدگی زیستی، تعلق مکانی گم‌شده در سایه نابرابری، مرزبندی کلامی و مکانی، و فاصله فضایی -اجتماعی استخراج شدند. با مرور و ترکیب مقوله‌های پژوهش، می‌توان گسل فضایی-اجتماعی را مقولة نهایی این پژوهش در نظر گرفت، به این معنی که جدایی‌گزینی فضایی مهاجران افغانستانی در تهران به‌دلیل وجود شکاف‌های عمیق در سطوح خرد و کلان میان مهاجران و جامعه میزبان ایجاد شده است. بحث و نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاکی از آن است که مهاجران در جامعه مقصد یکدست نیستند، بلکه الگوهای سکونتی فضایی آن‌ها ممکن است براساس الگوهای متفاوت ادغام اجتماعی و فرهنگ‌پذیری متفاوت باشد. پیام اصلی: مهاجران افغانستانی به‌دلیل جداشدگی فضایی و موانع اجتماعی با چالش‌هایی در دستیابی به ادغام در جامعه ایرانی مواجه‌اند. با این‌حال، آن‌ها یک گروه همگن و یکدستی نبوده، و الگوهای سکونتی آن‌ها به شدّت از عواملی نظیر سرمایه انسانی و سطوح ادغام اجتماعی و فرهنگ‌پذیری تأثیر می‌پذیرد.