تأثیر شکاف‌ها و تضادها بر بحران اجماع و مسئله توسعه در ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران

2 استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2021.314234.1007709
چکیده

 سیاستگذاری درباره توسعه در ایران نیازمند بازتعریف اهداف و انتخاب رویکردهایی است که در سطوح خرد و کلان به اتفاق‌نظر، هم‌افزایی و همکاری سازنده منجر شود. شکاف‌های متعددی پیش‌روی توسعه ایران است، این شکاف‌ها از مبانی هویتی سه‌گانه ایرانیان (اسلامی- غربی و ملی) ریشه گرفته و موجب شکاف نظری (تضادهای فکری، هویتی و نگرشی) و بحران اجماع شده است. در جمهوری اسلامی ایران برخی نخبگان و بخش‌هایی از حاکمیت، از الگوی توسعه مرسوم در جهان پیروی کرده و شماری دیگر الگوی پیشرفت را به‌جای توسعه مطرح می‌کنند. این تضاد مفهومی تغییر و تحول در ایران را به مسئله‌ای پیچیده تبدیل کرده است. پرسش‌های پژوهشی عبارت‌اند از: 1. مهم‌ترین عوامل ناکامی الگوها و برنامه‌های توسعه در ایران چیست؟ 2. الگوی حکمرانی خوب چگونه می‌تواند مسئله توسعه در جمهوری اسلامی ایران را حل کند؟ در فرضیه پژوهش استدلال می‌شود که شکاف نظری و بحران اجماع مهم‌ترین عوامل ناکامی الگوها و برنامه‌های توسعه در ایران بوده‌اند و می‌توانند به ناپایداری منجر شوند. به‌نظر می‌آید الگوی حکمرانی خوب که در دنیا از آن به‌عنوان کلید و راه‌حل معمای توسعه یاد می‌کنند، می‌تواند مسئله توسعه ایران را نیز حل کند. اجماع‌محوری یکی از مشخصه‌های حکمرانی خوب است، زیرا حکمرانان باید با همکاری جامعه مدنی و بخش خصوصی، حکمرانی خوب را پی بگیرند تا بتوانند بحران اجماع را پایان دهند و مسئله توسعه حل شود.