بازاندیشی سیاست خارجی ترامپ در پرتو ملیگرایی اقتصادی
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران
doi
10.22059/jpq.2021.312090.1007688چکیده
در دوره ترامپ، اندیشههای مرتبط با تفکر ملیگرایی اقتصادی در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفت. هرچند این تفکر در دولت ترامپ احیا شد، هنوز شمار زیادی از سیاستمداران، احزاب و گروههای سیاسی خواهان اجرای اصول ملیگرایی اقتصادی در سیاست خارجی کشور خود هستند. در همین زمینه، به پرسشهای پژوهشی زیر پاسخ داده خواهد شد: 1. چه عواملی به رونق تفکر ملیگرایی اقتصادی در ایالات متحده منجر شده است؛ 2. تا چه حد ملیگرایی اقتصادی بر سیاست خارجی دولت ترامپ تأثیر داشته است؟ در فرضیه پژوهش بیان میشود که تفکر ملیگرایی اقتصادی با تأکید بر حمایتگرایی تجاری، قدرتمحوری، یکجانبهگرایی، انباشت ثروت ملی، جداسازی اقتصاد کشور از اقتصاد جهان، اولویتبخشی به هویت ملی و ملتسازی، تأثیر انکارناپذیری بر سیاست خارجی امریکا در دوران ترامپ داشته است. با استفاده از نظریه دولتمحور رابرت گیلپین، سیاست خارجی ترامپ در پرتو تفکر ملیگرایی اقتصادی ارزیابی و اطلاعات و دادههای لازم با روش مطالعه موردی کیفی گردآوری و تحلیل شد. یافتههای پژوهش نشان داد که در پرتو گسترش تفکر ملیگرایی اقتصادی، سیاست خارجی دولت ترامپ به ابزاری برای حمایتگرایی تجاری تبدیل شده و عملکرد آن نیز براساس میزان تولید ثروت با هدف افزایش قدرت ملی سنجیده میشد.