نمایشگاه یا گرداب: تصویر جامعه مدرن در اندیشههای نوربرت الیاس و میشل فوکو
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانشآموخته دکتری جامعهشناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
doi
10.22034/jscc.2025.21944.1148چکیده
زمینه و هدف: این مقاله کنکاشی است در رابطه با برخی از شباهتها و تفاوتهایی که در مباحث دو تن از بزرگترین نظریهپردازان اجتماعی قرن بیستم یعنی میشل فوکو و نوربرت الیاس، در مورد جامعه مدرن و تغییرات حادث در آن وجود دارد. روش و دادهها: روش این پژوهش تحلیلی و از نوع اسنادی است که به بررسی آثار این دو متفکر و همچنین کتابها و مقالات نویسندگان دیگری که در مورد آنان نگاشته شده، پرداخته است. یافتهها: هسته مرکزی استدلال هر دو برای توصیف جامعه معاصر و تغییرات حادث در آن بر قسمتی از تبارشناسی اخلاق نیچه استوار است که جامعه دارای قدرت بیشتر را جامعهای با خشونت فیزیکی کمتر و مدارای بیشتر میداند. برای فوکو مهم این است که سوژه خود را از این زندان نمایشگاهی و انقیاد گفتمانها نجات دهد؛ وی به تبعیت از نیچه به رها کردن سوابق و رانهها و فرو غلتیدن در مستی این لذتها میاندیشد. اما در مقابل الیاس زنده ماندن سوژه را در جامعه مدرن همانند زنده ماندن ماهیگیر در گرداب، منوط به این میداند که سوژه غرایز و خشم خود را کنترل نماید. بحث و نتیجهگیری: الیاس سعی در بلع و هضم جهان و فوکو سعی در تف کردن آن دارد. هر دو رهیافتی آرشیوی دارند. فوکو قدرت و دانش و گفتمان را میجوید و الیاس تمدن را. الیاس به وجود یک علم بیطرف و عاری از ارزش اعتقاد دارد، فوکو بهجای مفهوم ایدئولوژی، مفهوم گفتمان را اتخاذ میکند. هر دو تصویری از ریشههای شرم مدرن ارائه میدهند، الیاس با شرح خدمات و نتایج شرم، نقش مثبتی برای شرم قائل است اما فوکو دید منفی نسبت به شرم دارد. پیام اصلی: هرچند موضوعات جامعه مدرن، سوژه، قدرت، دانش، علم و ایدئولوژی، تاریخینگری، شرم، دغدغه ذهنی هردو اندیشمند بوده است و همپوشانیهایی در نگرششان وجود داشته است اما هر یک از دیدگاه خاص خود به این موضوعات نگریستهاند.