اثر جهتگیری انگیزاننده هدف بر گرایش به مسیرهای شغلی بدون مرز و متنوع (موردمطالعه: شرکت پروژههای نیروگاهی ایران (مپنا))
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت دانشگاه لرستان
2 هیات علمی گروه مدیریت دانشگاه لرستان
3 دانشجوی دکتری مدیریت دانشگاه لرستان
doi
10.29252/jcoc.11.2.29چکیده
در دنیایی که هرساله میلیونها شغل به دلیل تغییرات تکنولوژی از بین رفته و میلیونها شغل جدید ایجاد میشود، مسئله اشتغال و افزایش بهرهوری شغلی به یکی از مهمترین مسائل برای افراد تبدیلشده است؛ ازآنجاکه مسیر شغلی بدون مرز و مسیر شغلی متنوع بهعنوان یکی از عوامل مهم در افزایش بهرهوری شغلی شناختهشدهاند، در این مقاله به بررسی نقش انگیزاننده جهتگیری هدف بر مسیر شغلی بدون مرز و مسیر شغلی متنوع پرداختهشده است. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی، ازنظر رویکرد و ماهیت پژوهش علی-معلولی، ازنظر روش جمعآوری داده، توصیفی پیمایشی و ازنظر نوع داده، کمی میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران پروژههای شرکت مپنا به تعداد 414 نفر است. حجم نمونه با استفاده از رابطه کوکران 201 نفر برآورد شد. چهار فرضیه این پژوهش با استفاده از روش تحلیل عاملی و مدلسازی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحقیق نشاندهنده آن است که گرایش به یادگیری تأثیر مثبت و معناداری بر مسیر شغلی متنوع و مسیر شغلی بدون مرز داشته و بدین ترتیب مسیر شغلی متنوع و مسیر شغلی بدون مرز شامل توسعه مهارتها بوده و گرایش به یادگیری به افراد کمک مینماید تا به توسعه و تقویت مهارتهای موردنیاز محیط شغلی بپردازند. همچنین نتایج نشاندهنده این بود که گرایش به عملکرد تأثیر منفی بر مسیر شغلی متنوع و مسیر شغلی بدون مرز دارد. دغدغه اصلی افراد عملکرد محور حفظ موفقیت در شغل فعلی بوده و یادگیری اهمیت خاصی ندارد نگرانی در مورد حفظ شغل ممکن است باعث تمایل به حفظ ثبات شده و به امنیت شغلی کمک نماید. افراد با گرایش به عملکرد ممکن است به دلیل تجربه کردن عدم امنیت شغلی در جستجوی ثبات سازمانی باشند.