پدیدارشناسی تجربه زیسته اقدامکنندگان به خودکشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22034/jscc.2025.22019.1152چکیده
زمینه و هدف: طی دهههای اخیر در بسیاری از کشورها و مناطق جهان، پدیده خودکشی روند فزایندهای به خود گرفته است. این پدیده، اگرچه سمت و سوی تعدادی از پژوهشهای اجتماعی را به خود جلب کرده است، اما تجربیات اقدامکنندگان به خودکشی و دلایل و بسترهایی که آن را شکل میدهند، پیچیده و بسیار متفاوت است. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تجربه زیسته افرادی است که اقدام به خودکشی نمودهاند. روش و دادهها: این مطالعه با روش پدیدارشناسی انجام گردید. مشارکتکنندگان، ۱۸ نفر از افراد ۱۸ تا ۳۵ سالهای بودند که طی سه ماهه آخر ۱۴۰۲ در شهر مشهد اقدام به خودکشی نموده بودند. انتخاب مشارکتکنندگان به شیوه هدفمند انجام شد. فرآیند گردآوری دادهها در هیجدهمین مصاحبه نیمهساختاریافته به اشباع دادهای رسید. سپس دادهها با روش کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها: این افراد در چهار بعد بدن، روابط، فضا و زمان تجارب آسیبزایی دارند. بدن برای گروهی موضوعی ناارزنده و برای گروهی ابزاری برای اعتراض است. روابط زیسته نیز از فاصلهگیری اجتماعی تا آزادی کامل در نوسان است. فضای آنان فاقد دلبستگی است. این در حالیاست که گروهی به گذشته با نگرشی منفی، گروهی سعی در فراموشی کردن گذشته و بالاخره گروهی درصدد تغییر جهان زیسته خود هستند. بحث و نتیجهگیری: ضروری است تجربه زیسته این افراد جدی گرفته شود و همزمان به هر چهار بعد زیست بدنی، فضای اجتماعی، ارتباطی و زمانی آنان توجه شود. پیام اصلی: هنگامی که افراد خودکشی میکنند هیجاناتی را در چهار بعد بدنی، روابط اجتماعی، فضا و گستره زمان تجربه میکنند. شناخت هر یک از این مضامین میتواند به افرادی که در حال کمک به این افرادند، یاری دهد.