بررسی نقش ابزارهای سیاست خارجی صفویان در فرآیند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی
نویسندگان
1 دانش آموخته دکترا، تاریخ تشیع، دانشکده ادبیات ، دانشگاه اصفهان
2 استاد گروه تاریخ، دانشکده ادبیات، دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jpq.2020.305838.1007615چکیده
یکی از مهمترین مباحث سیاست خارجی، دیپلماسی کشورهاست. مقامات و کارگزاران دولت صفویه در دوران زمامداری خود ناگزیر از برقراری ارتباط مناسب با همسایگان بودهاند و بهمنظور تداوم بقای حاکمیت سیاسی، حفظ قلمرو جغرافیایی و رویکردهای مذهبی خود افزونبر ابزارهای نظامی و اقتصادی، از ابزار دیپلماسی بهرهمند بودند. با الهام از نظریه واقعگرایی و توجه به رویکردهای جامعهشناختی در تحلیل پدیدههای تاریخی، تلاش شد تا پاسخی مناسب به پرسش اصلی داده شود، که چگونه و تا چه حد دیپلماسی در تکوین چرخههای توسعه تمدن اسلامی در عصر صفویه تأثیر داشته است. فرضیه پژوهش آن است که صفویان با استفاده از ابزارهای دیپلماسی در تقابل یا تعامل با همسایگان منطقهای-فرامنطقهای خود، افزونبر رعایت و تأکید بر پارهای اصول ثابت، نگرشهای پایدار و اصولی در مناسبات خارجی بهوجود آوردند که نتایج مثبتی برای توسعه درونزای ایران صفوی و بهتبع توسعه تمدنی بههمراه داشته است. با رویکردی تاریخی برای درک رویدادهای گذشته، از روش کیفی تحلیل اسناد تاریخی برای بررسی شواهد موجود در آنچه نوشته شده یا گفته شده برای توصیف، تبیین یا تفسیر این رویدادها استفاده شد. نتایج نشان میدهد دیپلماسی بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای روابط خارجی صفویان، با تشریح مبانی تشیع، سیاست تساهل و تسامح مذهبی نسبت به اتباع اروپایی ساکن در ایران و توازن قدرت، اتحاد سیاسی-نظامی با دولتهای اروپایی علیه دشمن مشترک عثمانی، تجارت، تأمین امنیت ملی، و راهبرد بیطرفی رویکردهای پایداری در مناسبات خارجی آن برهه تاریخی بهوجود آورد.