شانتال موف و منطق امر سیاسی

نویسندگان

1 دانشیار گروه اندیشه سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22059/jpq.2021.83355
چکیده

بحث از امر سیاسی مبحثی جدید در حوزه فلسفه سیاسی است که در نیمه دوم سده بیستم متأثر از اندیشمندانی مثل اشمیت و آرنت رونق پیدا کرد؛ و در ادامه با نظریه‌پردازی فوکو، دریدا، بدیو، ژیژک و رانسیر گسترش یافت. یکی از اندیشمندان سیاسی معاصر که بیش از دیگران دغدغه بحث از امر سیاسی در ذیل چرخش پسامدرن را دارد، شانتال موف است. وی همواره درصدد است تا ضمن نقد پیامدهای فکری سنت‌های غالب در بحث از امر سیاسی که حول دو مفهوم دوستی و ضدیت در نوسان هستند، قرائتی پسامدرن و پسامارکسیستی از امر سیاسی ارائه دهد. دو پرسش پژوهشی در این مقاله مطرح شده‌اند: 1. چگونه موف پذیرش «دیگری» و تعارض را همزمان در صورت‌بندی خود از امر سیاسی تجمیع می‌کند؟ 2. رویکرد موف در خصوص امر سیاسی چه نسبتی با چرخش پسامدرن دارد؟ برای یافتن پاسخ‌های مناسب برای این پرسش‌ها، نوشته‌های موف و اندیشمندان منتقد یا موافق برداشت وی از امر سیاسی در چارچوب پسامدرنیسم بررسی می‌شود. در فرضیه استدلال می‌شود که موف به‌واسطه اخذ مفاهیم فلسفی ژاک دریدا همچون مکملیت و تمایز قادر به ارائه منطقی از امر سیاسی می‌شود که این پدیده را در حد فاصل پذیرش دیگری و آنتاگونیسم قرار می‌دهد. با تحلیل آثار موف و در نظر گرفتن برداشت‌های انتقادی سایر اندیشمندان از نظریه موف درباره امر سیاسی، نتیجه گرفته می‌شود که موف با قرار دادن مفهوم رقیب و رقابت در بطن قرائت خود از امر سیاسی، قسمی سیاست پیکارجویانه را تبیین می‌کند که منطبق با چرخش پسامدرن است،  زیرا قرائت موف از امر سیاسی مبتنی بر مؤلفه‌هایی مانند ضد ذات‌باوری و ضد مبنا‌انگاری است که از جمله مهم‌ترین مقولات چرخش پسامدرن به‌شمار می‌آیند.