باز تفسیر ایالات متحده از کاربرد زور در چارچوب حقوق بین الملل هژمونیک
نویسندگان
1 دانشیار گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران
2 دانشجوی دکترای روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران
doi
10.22059/jpq.2021.83356چکیده
حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 به ایالات متحده نقش چشمگیری در بازتفسیر، و در بسیاری موارد تلاش برای بازتعریف حقوق بینالملل، بهویژه در زمینه کاربرد زور داشت. این حملات، کارایی رژیم حقوق جنگ منشور ملل متحد در جنگ با ترور و مبارزه علیه گسترش سلاح کشتار جمعی را به چالش کشید. در واقع، این رویداد با تسهیل نادیده انگاشتن قواعد بینالمللی حاکم بر کاربرد نیروی نظامی، فرصت مطلوبی را برای تلاش یکجانبه ایالات متحده در بازتعریف نظم حقوقی جهانی فراهم ساخت. این نوشتار بر آن است تا به پرسشهای پژوهشی زیر پاسخ مناسبی بدهد: 1. رویکرد ایالات متحده به کاربرد زور پس از حملات 11 سپتامبر چه بود؟ و 2. تا چه حد این رویکرد در دوران زمامداری جرج دبلیو بوش و باراک اوباما تغییر کرد؟ با بهرهگیری از نظریه واقعگرایی نوکلاسیک، راهبرد امنیت ملی امریکا در این دوران در رابطه با کاربرد زور واکاوی میشود. در فرضیه اصلی پژوهش استدلال میشود که راهبرد و عملکرد این کشور، تلاش برای کسب آزادی عمل استثنایی در بهکارگیری زور در یک نظام حقوقی بینالمللی هژمونیک بوده و به بازگشت حاکمیت توسل به زور در روابط بینالملل منجر شده است. برای پاسخگویی به پرسشهای پژوهش و آزمون فرضیه از روش کیفی تحلیل اسناد دولتی امریکا مانند سند امنیت ملی بوش و اوباما برای درک دیدگاهها و مواضع رسمی این کشور، و اسناد سازمان ملل مانند قطعنامههای شورای امنیت برای تعیین جایگاه کاربرد زور در حقوق بینالملل استفاده میشود. یافتههای پژوهش نشان میدهد که رویداد 11 سپتامبر تأمین منافع ایالات متحده در چارچوب مبارزه با تروریسم را مشروعیت جهانی بخشید و موجب افزایش اعمال زور در روابط بینالملل شد.