کاوش فرایندهای اجتماعی عودمصرف مواد مخدر در استان خوزستان
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22034/jscc.2024.21595.1118چکیده
زمینه و هدف: در سالیان اخیر، گرایش جوانان به مواد اعتیادآور رشد بیوقفهای پیدا کرده است. هدف مطالعه حاضر، ارائه مدل پارادایمی جهت واکاوی اکتشافی شرایط علّی، زمینهای، و مداخلهگر مرتبط با پدیده عودمصرف مواد در استان خوزستان، از نگاه کارشناسان و متخصصان فعال در کلنیکهای تخصصی ترک اعتیاد است. روش و دادهها: مطالعه حاضر با استفاده از روششناسی نظریه دادهبنیاد انجام شده است. دادههای مورد نیاز جهت تحلیل با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق با 21 پزشک فعال در کلینیکهای ترک اعتیاد استان خوزستان که با استفاده از نمونهگیری هدفمند و نظری انتخاب شدند، جمعآوری شده است. یافتهها: برمبنای مدل پارادایمی ارائه شده در مقاله، یکی از مهمترین دلایل عود مصرف را باید در ناهماهنگی نظام سلامت با تغییرات حوزه تولید و مصرف مواد اعتیادآور لحاظ نمود. متاسفانه تمامی دستورالعملهای جاری در عرصه مواجه با سوءمصرف مواد (از مبارزه با تولید و توزیع تا پیشگیری و درمان)، همچنان منطبق بر مواد اوپیوئیدی است. از سوی دیگر، غلبه پارادایم پزشکی بر رویکردهای اجتماعی سبب شده تا سوءمصرف مواد به نوعی بیماری بیولوژیکی تقلیل پیدا کند و ازاینرو ترک مصرف به شیوههای قطع ناگهانی، سمزدایی یا کمپهای 21 روزه بهمثابه درمان تلقی شود. در چنین شرایطی عود مصرف بهعنوان یک پدیده طبیعی تلقی شده و علل اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی آن در حاشیه سیاستگذاریهای نظام سلامت در حوزه سوءمصرف قرار گرفته است. بحث و نتیجهگیری: شناخت چندپاره از سوءمصرف مواد، سبب غلبه پارادایم ترک بر درمان شده است بهنحویکه عود مصرف پیامدی غیرقابل اجتناب برای مبتلایان به اعتیاد تلقی میشود. این در حالی است که با در نظر گرفتن سوءمصرف مواد (اعتیاد)، بهعنوان پدیدهای زیستاجتماعی، درمان آن به شکل کامل میسر و دسترسپذیر خواهد بود. پیام اصلی: سوءمصرف مواد پدیدهای زیستاجتماعی است که ابتلا به آن بیش از آنکه متأثر از زمینههای ژنتیکی و فرآیندهای بیوشیمیایی مصرف مواد باشد، حاصل ناکارآمدی نهادی جامعه بهویژه در حوزه فراغت است. ازاینرو، تمام تلاشها برای درمان آن در سطح فردی ناتمام بوده و منجر به غلبه پارادایم ترک بر درمان شده است. این درحالیاست که با توجه ویژه به ابعاد زیستشناختی، روانشناختی و جامعهشناختی سوءمصرف مواد بهمثابه یک پدیده زیستاجتماعی، میتوان این بیماری را درمان نمود.