تحقق‌پذیری شهر هوشمند به‌مثابه برساختی اجتماعی در ایران: تدوین مدل مفهومی با رویکرد نظریه داده‌بنیاد

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی بابل

2

doi
10.22059/jhgr.2026.396514.1008815
چکیده

شهر هوشمند به‌عنوان یک پدیده اجتماعی-فناورانه در بستر تعاملات اجتماعی پیچیده، قدرت، فرهنگ و گفتمان‌های حاکم میان کنشگران مختلف شهری شکل می‌گیرد. هدف این پژوهش، تبیین فرآیند تحقق شهر هوشمند به‌عنوان برساختی اجتماعی و ارائه مدلی مفهومی مبتنی بر روش‌شناسی نظریه داده‌بنیاد است. رویکرد این پژوهش کیفی و از نوع نظریه زمینه‌ای بوده و داده‌های آن از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۳۱ کنشگر کلیدی گردآوری شده و با ۲۴ مصاحبه روایی از ساکنان شهر تهران تکمیل شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد تحقق شهر هوشمند از منظر اجتماعی مستلزم عواملی همچون مدل مشارکت مبتنی بر هم‌آفرینی، شفافیت و ارتقاء آگاهی، محله‌محوری، مدیریت یکپارچه، اعتماد عمومی، تنوع اجتماعی و همه‌شمولی است. همچنین، انسجام برنامه‌ای، بهبود ارتباطات میان نقش‌آفرینان و توسعه ظرفیت‌های آموزشی و سرمایه‌گذاری از زمینه‌های ضروری تحقق این رویکرد، شناسایی شدند. در مقابل، ساختارهای متمرکز، مقاومت سازمانی، محدودیت‌های مالی و قانونی و تصاویر ذهنی اشتباه از فناوری، موانع اصلی در این مسیر محسوب می‌شوند. پیامد و مزایای تحقق شهر هوشمند اجتماعی نیز شامل افزایش مشارکت شهروندان، افزایش پاسخگویی و شفافیت ، بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء عدالت اجتماعی و پایداری شهری است. مدل مفهومی ارائه‌شده در این پژوهش، چارچوبی کاربردی و بومی برای سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اجرای پروژه‌های هوشمندسازی شهری در بستر اجتماعی ایران فراهم می‌کند.