عوامل و بسترهای پایین‌بودن نرخ مشارکت اقتصادی زنان ایران

نویسندگان

1 استادیار جمعیت‌شناسی،‌ گروه اقتصاد جمعیت و سرمایه انسانی، مؤسّسة تحقیقات جمعیّت کشور، تهران، ایران

doi
10.22034/jscc.2024.20659.1088
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات نشان داده است که تصمیم زنان برای فعّالیّت در‌ نیروی کار، تحت‌تأثیر بسیاری از عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که برخی از آن‌ها به آهستگی در طول زمان تغییر می‌کنند، درحالی‌که برخی دیگر می‌توانند به‌سرعت، توسط تغییرات در سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی دولت‌ها تحت‌‌تأثیر قرار گیرند این نوع تصمیم‌گیری‌ها درکشورهای مختلف جهان به‌ویژه در منطقه خاورمیانه و کشورمان ایران متفاوت است. هدف ‌اصلی این ‌مطالعه شناخت دلایل و بسترهای پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی زنان ایران در مقایسه با سایرکشورهاست.   روش و داده‌ها: این پژوهش به روش تحلیل اکتشافی‌ و با رویکرد تطبیقی انجام و از فن مرور سیستماتیک به روش مبتنی بر شواهد بهره گرفته است. برای درک روشن از علل، زمینه‌ها و بسترهای پایین بودن نرخ مشارکت اقتصادی زنان در بازارکار ایران به تحلیل ابعاد جمعیّت‌شناختی، اقتصادی، اجتماعی موضوع پرداخته شده است.   یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی و فرهنگی موجب پایین ماندن مشارکت زنان درتوسعه کشور و درنتیجه پایین‌بودن سهم زنان در بازارکار ایران بوده است. تأثیر تعیین‌کنندة ساختار جمعیّت بر بازارکار، افزایش تقاضا برای ایجاد فرصت تحصیل در سطوح عالی، و افزایش تقاضای دانش‌آموختگان دانشگاهی برای ورود به بازار کار، ایجاد دوگانگی بین نظام آموزش و بازار کار زنان که بخشی به فشارها و اجبارهای توسعه و سپس به فرهنگ و سنت‌های حاکم مرتبط است، روشن‌نبودن رابطة کار و باروری، جداسازی مشاغل، محدودیّت تنوّع شغلی و فرصت‌های ارتقای شغلی برای زنان در سطوح بالای مدیریّتی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی-اجتماعی و جمعیّت‌شناختی موضوع بودند.   بحث و نتیجه‌گیری: تغییر فرهنگ جامعه در جهت شناخت موانع اشتغال زنان و اهمیّت و نقش زن در توسعة جامعه، ارادة انجام اصلاحات لازم برای تسهیل شرایط ورود زنان به فرآیند توسعه و تعادل‌بخشی به کار زنان با خانواده در راستای سیاست‌های دوستدار خانواده از جمله پیشنهادهای مطالعه بودند.   پیام اصلی: نقش تعیین کننده ساختار جمعیت بر بازار کار و اشتغال، عدم تعادل بین نظام آموزش عالی و اشتغال رسمی زنان، و نیز مسائل ساختاری از مهمترین عوامل و بسترهای پایین بودن نرخ مشارکت زتان در کشور بوده است. البتّه به‌طور قطع، در این میان، کوچک‌بودن حجم اقتصاد کشور و مسأله کم‌ثبتی اشتغال غیررسمی زنان نیز تأثیر قابل‌ملاحظه‌ای داشته است.