بازخوانی مفاهیم خیر و حق در اندیشۀ سیاسی فارابی و راولز
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
2 دانش آموخته دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
doi
10.22059/jpq.2021.291777.1007513چکیده
خیر یا فایده از مهمترین مفاهیمی است که تداوم و گسترش آن، اصل انصاف و استحقاق را در جامعه از بین میبرد. مفهوم حق نیز امروزه در حوزه های گوناگونی از جمله نسبت انسان با خود، خدا، طبیعت و جمادات، و نسبت با انسانهای دیگر، اعم از روابط افراد با هم، افراد با حکومت و نیز حکومت ها با یکدیگر مطرح میشود. در فلسفۀ فارابی، فضیلت و سعادت دو هدف بنیادین محسوب میشوند، بنابراین هستی، جوهر جهان خیر و بهنوعی ریشه و منبع خیر است. فارابی، تأمین خیر و کمال برتر را در گرو مدینه میداند. درحالیکه راولز برای جلوگیری از تضییع انصاف، خیر را با حق جایگزین کرده است. به نظر راولز حق مفهومی است که قابلیت ساماندهی معقول و منصفانۀ جامعه را دارد. معیار او ترجیح مفاهیم حق بر مفاهیم خیر است؛ یعنی آن موارد و مقادیر از انتظارات شهروندان انتخاب میشود که منطبق بر معیارهای مفهوم حق باشد. در این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی به توصیف و تحلیل ارکان اصلی فلسفۀ سیاسی راولز و فارابی (مفاهیم خیر و حق) پرداخته شده و در نهایت ارزیابی کلی از نظریۀ آنها بهعمل آمده است. فارابی و راولز دیدگاه های متفاوتی در مورد خیر و حق دارند.