مفهوم داوری سیاسی و نسبت آن با تعددگرایی در اندیشۀ هانا آرنت و مارتا نوسبام
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jpq.2021.310528.1007670چکیده
در فلسفۀ سیاسی غرب، مفهوم «داوری» همواره بهعنوان یک «حق» درنظر گرفته شده که با وضعیت مدنی درهمتنیده است. به تعبیر کانت، اساساً وضعیت مدنی به معنای حق مشاجره و رقابتِ «داوری مردم» و «حاکمان» با یکدیگر است؛ حقی که بهواسطۀ آن و بهصورت خودآیین، داوری مطلوب را در زندگی مدنی بهکار ببرند. مفهوم داوری سرنوشت دیگری نیز داشته است؛ اینکه آیا «ادراک و دریافت ما از چیزها»، باید تابع الگوها و استانداردهای ثابت از قبل تعیینشده باشد یا هر شهروند داوری خاص خودش را میسازد. ازاینرو داوری سیاسی از جهتی اساسی و انتقادی با تعددگرایی یا تکثرگرایی پیوند میخورد، چراکه بسیاری از متفکران سیاسی وجود استانداردهای واحد در امر داوری را خالی از اشکال نمیدانند. هانا آرنت و مارتا نوسبام از جملۀ این فیلسوفان هستند که مواجههای فلسفی و سیاسی را با مفهوم داوری آغاز کردهاند. این دو متفکر تحت تأثیر مفهوم «فرونسیسِ» ارسطویی و کارکرد آن در شرایط و موقعیتهای خاص و تغییرپذیر، میکوشند برداشتی تعددگرا از داوری سیاسی ارائه دهند که در پی استوارسازی زندگی خوب و سعادتمندانه بر مبنای قرائتی سیاسی/هنجاری است. در این مقاله ابتدا نسبت داوری و تعددگرایی سنجیده شده و پس از آن آن وجوه اشتراک و افتراق این دو فیلسوف در این زمینه ارزیابی میشود.