نظریه‌های تجدد، از عقل خود‌بنیاد تا عقل ارتباطی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه ازاد اسلامی، واحد چالوس- ایران

2 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد چالوس- ایران

doi
10.22059/jpq.2021.295056.1007536
چکیده

نظریه‌های تجدد (مدرنیته) در دنیای دانش‌پژوهی و نظریه‌پردازی گسترۀ شایان توجه و دامنۀ وسیعی را در برمی‌گیرد. این گستره از رویکردهای فلسفی، تا رویکرد تاریخی- تمدنی، رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی و سرانجام جامعه‌شناسی دین را در بردارد. در درون هریک از این رویکردها نیز شیوه‌های تحلیل و نظریه‌هایی با نام و هویت خاص خود ظهور یافته است. پژوهش پیش‌رو از این باور آغاز کرده است که تمام این گسترۀ بزرگ از نظریه‌ها را می‌توان حول دو مفهوم کنش و هم‌کنشی از یک سو و عقل خودبنیاد و عقل ارتباطی از سوی دیگر، مفهوم‌بندی و از یکدیگر متمایز کرد و بر این مبنا نقد و تحلیل کرد. فرضیۀ پژوهش این است که نگرش به مفهوم تجدد از عقل خود‌بنیاد و کنش خودآیین آغاز شد و تا عقل ارتباطی و همکنشی امتداد یافت و طی این مسیر، توضیح سرشت تجدد در قالب صورت‌بندی فرایند عقلانی شدن جامعگی از فلسفه به جامعه‌شناسی منتقل شد، درحالی‌که مفهوم‌بندی عقل از عقل استعلایی به عقل ابزاری و از آنجا به عقل ارتباطی گذر کرد. تمرکز این نوشته بر پی‌یابی این مسیر گذار با رهیافت تاریخی- تأویلی است.