نئولیبرالیسم؛ خوانش انتقادی از اشباعشدگی ساحتهای زندگی اجتماعی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی، بررسی مسائل اجتماعی ایران، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.
doi
10.22034/jscc.2023.19808.1074چکیده
زمینه و هدف: جهانی که ما در آن زندگی میکنیم، همواره در حال تحول است و شناسایی مکانیسمهای این تغییرات امری ضروری است. نئولیبرالیسم نه تنها به عنوان یک مکتب فکری، بلکه به عنوان منطق فکری نوین سیستم سرمایهداری، حوزههای زیسته زندگی انسان را تحت تأثیر قرار داده و آنها را متحول کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدهای اجتماعی و سیاسی سلطه نئولیبرالیسم بر زندگی انسان با تکیه بر آراء اندیشمندانی چون دیوید هاروی، بیونگچول هان، مایکل سندل، زیگمونت باؤمن، ژان بودریار و ... انجام شده است. روش و دادهها: روش این پژوهش تحلیلی و از نوع اسنادی است، که با مطالعه منابع مختلف به بررسی تاریخچه ظهور نئولیبرالیسم، اندیشمندان جریانساز این مکتب و برخی از پیامدهای آن پرداخته شده است. یافتهها: در واقع، این پژوهش ذیل چهار بخش، به بررسی اندیشه نئولیبرال پرداخته و سازوکارهای نئولیبرالیسم را در زمینه تکنولوژی و رسانههای جمعی، اخلاق، روابط انسانی و مصرفگرایی مورد بررسی قرار داده است. یافتهها نشان میدهد که نئولیبرالیسم سلطه طبقاتی را در قالب طبقات جدیدی چون سلبریتیها بازتولید کرده و اخلاق را به حاشیه رانده است، از سوی دیگر رسانهها به عنوان فناوریهای قدرت نئولیبرالیسم، به شیوهای نرم به استثمار افراد پرداخته و روابط انسانی در ذیل ایدئولوژی مصرفگرایی بسیار شکننده شده است. بحث و نتیجهگیری: نئولیبرالیسم با تکیه بر هستیشناسی و معرفتشناسی بازار بسیاری از ارزشهای اجتماعی و بنیادین را مصرفی کرده و باعث سطحیشدن روابط انسانی شده و سلطه طبقاتی را به نفع نخبگان اقتصادی بازتولید کرده است. پیام اصلی: نئولیبرالیسم نه تنها برای بشر آزادی به ارمغان نیاورده است، بلکه با تکیه بر شعار «آزادیهای فردی»، بسیاری از ساحتهای اخلاقی زندگی اجتماعی افراد را استثمار کرده است. امروزه بازخوانی مکانیسمهای نظام سرمایهداری ذیل ایدئولوژی نئولیبرالیسم، باید دوباره به مرکز مطالعات حوزه علوم انسانی بازگردد و بحث درباره نابرابری اجتماعی و دفاع از طبقه فرودست جامعه باید به عنوان یک رسالت اجتماعی به شکلی جدی در این حوزه پیکربندی شود.