تجربۀ زیبایی یا عشق در افلاطون به مثابۀ تجربۀ دینی

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفۀ دین دانشگاه تهران،

2 فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد فلسفۀ دین دانشگاه تهران

doi
10.22059/jrm.2019.269274.629843
چکیده

  مسئلۀ اساسی در این مقاله این است که آیا می‌توان تجربۀ زیبایی یا عشق در افلاطون را نوعی تجربۀ دینی شمرد. ابتدا با بیان دیدگاه­های گوناگون دربارۀ تجربۀ دینی به تبیین دیدگاه افلاطون دربارۀ زیبایی و عشق و نسبت میان آن­ها پرداخته و در نهایت، با اثبات الوهیت زیبایی در افلاطون نشان داده‌‌ایم که اگر تجربۀ دینی را نوعی مواجهۀ توأم با آگاهی بی‌واسطۀ تجربه‌گر با موجودی الوهی یا به تعبیر دینی، خداوند بدانیم که در قالب­های گوناگون ظهور پیدا می‌کند، می‌توان تجربۀ زیبایی یا عشق در افلاطون را نوعی تجربۀ دینی دانست. اگر چه، ادعای این مقاله صرفاً این است که تجربۀ زیبایی یا عشق یکی از مصادیق تجربۀ دینی است و ناظر به دیدگاه معرفت‌شناختی خاصی دربارۀ تجربۀ دینی نیست. ولی اتخاذ هرگونه دیدگاه معرفت‌شناختی دربارۀ تجربۀ دینی منطقاً، تجربۀ زیبایی یا عشق را هم در بر می‌گیرد.