بنیادهای نظری روش‌های بازتاب‌گرا و خردگرا در فهم کنش اجتماعی انسان

نویسندگان

1 دانشیار روابط بین‌الملل دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2020.304579.1007607
چکیده

این مقاله مطالعه‌ای است در فراز و فرود گفتمان‌های روش‌شناختی بازیگران روابط بین‌المللی  و از آنجا که فهم کنش بازیگران بین‌المللی رابطۀ تنگاتنگی با کنش‌های اجتماعی مردم دارد، بازشناسی همکنشی مردم، هدف اصلی همۀ بررسی‌ها، در راستای فهم انگیزه‌های همکنشی انسان‌ها بوده است. بنابراین عملکرد هم‌اندیشی انسان‌ها دربارۀ خود و جامعه از مهم‌ترین دستاوردهای نوزایی و روشنگری است که بسیاری از تابوهای هستی‌شناختی و شناخت‌شناسی را در هم شکسته است و انسان را قادر به شناخت و تغییر جهان می‌داند، که می‌تواند از راه نوسازی اندیشه به نوسازی زیست‌جهان خود دست یابد. در همین زمینه انسان‌ها از طریق کاربرد روش‌های علمی و مفهوم‌سازی‌ها یا همکنشی‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بررسی‌هایی انجام دادند و  روش بازتاب‌گرایانه را جایگزین روش بخردانه کردند و عرصۀ فراخی را برای اندیشه‌های پسامدرنیستی فراهم آوردند. در این مقاله روندهای جابه‌جایی این بینش‌ها و روش‌ها با نگاهی به رشتۀ روابط بین‌الملل در میان گذاشته شده است.