چیستی تجربۀ عرفانی و چگونگی تحقق آن از منظر آندرهیل

نویسندگان

1 دانش آموختۀ دکتری فلسفه و کلام دانشگاه اصفهان

2 استادیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jrm.2019.261171.629797
چکیده

  عرفا در برخورد با واقعیات فرامادی به تجربه­هایی دست می‌یابند که شایستۀ نامگذاری به تجربۀ عرفانی است. خانم اولین آندرهیل (1875ـ1941م) عرفان پژوه انگلیسی معاصر، در تحقیقات و تألیفات گستردۀ خود پیرامون عرفان مسیحی، به بررسی تجربۀ عرفانی همت گماشته است. ایشان پس از تحول بزرگ درونی، از بی‌دینی به سمت باورهای عمیقاً دینی و عرفانی گروید و با تدوین کتب و مقالات متعدد، در زمرۀ مؤثرترین پژوهشگران عرفان قرن بیست عالم مسیحیت قرار گرفت. این مقاله درصدد است تا به تبیین تجربۀ عرفانی و بررسی چگونگی تحقق آن از نگاه آندرهیل بپردازد و در همین راستا تلاش می­کند با بیان انواع، نشانه­ها و خصایص تجربۀ عرفانی، تصویر روشنی از چیستی آن ارائه دهد. آندرهیل با لحاظ کردن آموزه‌های عرفانی‌ـ روان­شناختی و با توجه به نقش ضمیر ناخودآگاه و حواس باطنی، همچنین با قبول تقدم ساحت احساس بر ساحت اندیشه، تحقق تجربۀ عرفانی را از طریق سیر آفاقی و انفسی میسر می‌داند. در سیر انفسی که بر محور درون­گرایی در حرکت است، عارف به مهارتی دست می­یابد که به­واسطۀ آن از قیودی همچون «برای من، از من، مرا و ...» رها می­گردد و با وسعت بخشی به شخصیت خود، به مکاشفۀ انفسی دست می‌یابد. در سیر آفاقی نیز سالک با آموزۀ «کشف خدا در مخلوقات»، حوزۀ آگاهی خود را از سمت کثرت به سوی وحدت سوق می‌دهد تا جایی­ که به فهم حضور واقعی و روشن وحدت در کثرت نائل شود. مشخصه­های اصلی تجربۀ عرفانی رازآلودگی، تناقض­پذیری، احساس عینیت، احساس انفعال و مقاومت­‌ناپذیری است و آگاهی از سازوکار لایه­های معرفتی عالم، به تحقق تجربۀ عرفانی کمک شایانی می‌کند.