«از پروتستانتیسم مسیحی تا پروتستانتیسم اسلامی» تأملی نقادانه بر برداشتهای روشنفکرانه
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دانشآموختۀ دکتری علوم سیاسی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2020.288864.1007492چکیده
هنگامیکه روشنفکران ایران برای نخستینبار در دورۀ مشروطه مفهوم پروتستانتیسم را از بازی زبانی الهیات مسیحی وارد بازی زبانی ایرانیان کردند، چون مهرهای عجیب بهنظر میرسید که نه کسی قواعد بازی با آن را میدانست و نه آگاه بود که بناست بر صفحۀ شطرنج اصلاح دینی در کجا قرار گیرد. به دیگر سخن، جنبش دینپیرایی در زادگاه خود در متن اروپا و در کاربرد خود در زندگی روزمرۀ انسان مسیحی واجد معنا میشد. حال آنکه در بستر تاریخیِ ایران همچون مفهومی انتزاعی و جعبهای رمزآلود وارد شد که هر کس میتوانست هر موجودی را درون آن تصور کند. جنبشی که لوتر و کالون سردمداران پروتستانتیسم آغاز کردند، در بستر تحولات اروپای قرون پانزدهم و شانزدهم ریشه دارد، حال آنکه بهدرستی روشن نیست، لوتریانیسم و کالوینیسم آلمان و سوئیس چه نسبتی با اصلاح دینی در ایران دارد. پژوهش حاضر با رویکردی ویتگنشتاینی و با روشی توصیفی- تاریخی در پی ایضاح زبانیِ مفهوم پروتستانتیسم است تا بر اغتشاش معنای آن در رابطه با اندیشۀ اصلاح دینی در ایران پرتوی بیفکند. بدینمنظور در گام نخست، معنای پروتستانتیسم در بازی زبانی غرب و در الهیات مسیحی در بستری تاریخی بررسی خواهد شد. در این زمینه بهویژه تأکید بر نسبت میان پروتستانتیسم با عقلگرایی، اومانیسم و آزادی خواهد بود. در گام بعدی، تلاش خواهد شد با نگاهی تطبیقی، برداشتهای برخی روشنفکران ایرانی از معنای پروتستانتیسم اسلامی مطرح و به نمونههایی از لغزشهای زبانی و سوء فهمها در اینباره اشاره شود.