روششناسی خوانش آثار کلاسیک: مورد فارابی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری جامعهشناسی سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2020.232807.1007059چکیده
روششناسی فارابی در خوانش فلسفۀ پیشینیانش میتواند منبع الهام عناصر یک روششناسی تفسیری برای فهم و خوانش آموزههای تألیفی خود او و دیگر اندیشمندان کلاسیک فلسفۀ سیاسی باشد. براساس این پیشفرض، هدف مقالۀ پیشرو الهام گرفتنِ این عناصر روششناختی برای "صورتبندی یک روششناسی تفسیری بهمنظور خوانش فلسفۀ سیاسی کلاسیک"، بهعنوان مسئلۀ اصلی مقاله، است. در این زمینه رهیافت و روش مقاله، تفسیری است و علاوهبر روششناسی فارابی، از روششناسیهای تفسیری معاصر نیز، از جمله اسکینر و اشتراوس، بهرۀ انتقادی برده شده است. پس از بررسی، عناصر و ارکان روششناسی تفسیری موردنظر در سه بخشِ عناصر برونمتنی (زمینهشناسی)، عناصر درونمتنی (قالبشناسی و محتواشناسی متن)، و عناصر بینامتنی (گاهنگاری و نظامشناسی فکری)، احصا، تبیین و صورتبندی شده است.