مسئلۀ روش در خوانش فلسفۀ سیاسی فارابی
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2020.240586.1007124چکیده
مشکلۀ نحوۀ خوانش فلسفۀ سیاسی، یعنی موضوع اصلی این مقاله، سبب بهوجود آمدن مسائل روشی در تفسیر فلسفۀ سیاسی فارابی، بهطور خاص، و فلسفۀ سیاسی اسلامی، بهطور کلی میشود. در این مقاله دو روشِ عمدۀ «منطق اجتماعی دانش» و «علمالاجتماع فلسفه» مطرح شده است. پس از توضیح مختصری در خصوص روش نخست، سعی میکنیم لوگوس (منطق) حاکم بر فلسفۀ سیاسی اسلامی، از یک طرف و فلسفۀ سیاسی فارابی، از طرف دیگر را بهوسیلۀ روش دوم بیازماییم. براساس روش علمالاجتماع فلسفه، هنر نگارش و «اقتصاد در حق» در نگاه فارابی را بررسی میکنیم. در پایان سعی میکنیم شیوههای پنهان کردن «تناقض» در نوشتههای فارابی را درنظر آوریم. این شیوهها برگرفته از تفسیر اشتراوس از ابنمیمون است. اما در آغاز و پیش از این موضوعات مطالعات عمده بر روی فارابی و مسئلۀ تصحیح انتقادی نوشتههای فارابی نشان داده میشود. سؤال اصلی پژوهش بدین قرار است: آیا آثار فارابی امکانِ خواندنِ خود را در خود نهفته دارند؟ و آیا میتوان این آثار را در پرتوِ نورِ یکدیگر مورد بازخوانی فلسفی قرار داد؟