قضاوت قاضیان: کاوشی اجتماعی از بازنماییهای ادبی نسبت به قاضیان
نویسندگان
1 پژوهشگر پسادکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3 دانشآموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22034/jscc.2023.19512.1059چکیده
مقدّمه و هدف: ادبیات و بهویژه شعر، همواره عرصة نمودها و بازنماییهای اجتماعی بوده است. از منظر تحلیلهای جامعهشناختی در ادبیات، میتوان چگونگی شکلگیری ایستارها نسبت به موضوعات و مسائل اجتماعی را درک کرد؛ سابقة تاریخی آن را کاوید و نحوة تغییر آن را در طول تاریخ نشان داد. در این میان، تاریخ اجتماعی قاضیان از جمله پدیدههایی هستند که میتوان آنها را در لابهلای متون و ادبیات کهن کاوید و شکلگیری ایستارها نسبت به آنها را بازنمایی کرد. روش و دادهها: هدف اصلی این پژوهش، کشف و بازنمایی ایستارهای تاریخی نسبت به قاضیان در تاریخ ادبی ایران بوده است. در راستای این هدف، روش پژوهش نیز با استفاده از محاکات طراحی شده است. یافتهها: یافتهها نشاندهندة این واقعیت هستند که جایگاه و قدرت قاضیان بهدلیل ارتباط با عرصههای مختلف اجتماعی و زندگی روزمره مردم، همواره در شعر شاعران نمود پیدا کرده است. فقدان قانون منسجم و اعمال سلیقه در رأی، منشأ انتقاد مردم و صاحبنظران شده است. براساس یافتهها، در متون ادبی به جای تأمین عدالت اجتماعی از سوی قاضیان، بیشتر عرصه کنترل اجتماعی آنان خاطر نشان شده است. بحث و نتیجهگیری: بازنمایی اشعار نشان میدهد مردم بهطور پیوسته منزلت و جایگاه قاضیان را مورد نقد و بازاندیشی قرار داده و پشت صحنه تعاملات اجتماعی همواره ستیزههای پنهان، شکل گرفته است. سلطة حاکمان مستبد، حملههای مداوم بیگانگان، عدماستقلال نهاد قضاوت از دربار و حاکمان، حاکمیت ایلیاتی و قومی بر کشور و... از جمله عواملی هستند که در پدیدآمدن این بازنماییها نقش داشتهاند. پیام اصلی: قضاوت قاضیان همیشه در منظر شاعران مورد نقد و بررسی قرار گرفته است، لذا منزلت و جایگاه آنان در بین شعرا چالشبرانگیز بوده است. ارزیابیها و قضاوت افکار عمومی جامعه نسبت به قاضیان، منصب قضاوت را شغلی سخت و دشوار برای قاضیان قرار داده است. کوچکترین شائبهها و تردیدها در انحراف آنان از هنجارهای عرفی و مذهبی جامعه، آنان را در مظان اتهام قرار میداده است.